به نظر می‌رسد راه درازی تا احیای برجام باقی نمانده است. بدیهی است که بدون احیای برجام سناریوی دلار ۲۰ هزار تومانی حذف می‌شود و نرخ‌های بسیار بالاتری را برای دلار باید منتظر بود. در نتیجه این گزارش با فرض احیای برجام نوشته شده است. دلار در مسیر نزولی قرار گرفته است و همه از نرخ هدف دلار با احیای برجام می‌گویند. آیا واقعا با احیای برجام دلار ۲۰ هزار تومانی ممکن است؟ قیمت دلار پس از برجام را باید تابعی از بودجه، حساب جاری و حساب سرمایه دانست.

به نظر می‌رسد با احیای برجام و ارزهای نفتی دست دولت برای بازارگردانی باز می‌شود. مهمترین نکته برای تعیین مسیر آتی اقتصاد ایران به خصوص در کوتاه‌مدت این است که آیا الگوهای گذشته در سیاست‌گذاری تکرار می‌شود یا خیر؟ پاسخ به این سوال در کنار برخی محاسبات نتایج جالبی را نشان می‌دهد.

شاید مهمترین سوالی که ذهن فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران را به خود درگیر کرده در شرایط کنونی این است که میانگین قیمت دلار در یک سال آینده چند است؟ بازار طلا مسکن و خودرو و سایر بازارها می‌توانند با افت شدید دلار وارد رکود یا افت محسوس قیمت شوند. در بورس تهران گرچه وضعیت بنیادی سهام مناسب است اما تکرار خاطرات گذشته چندان دور از ذهن نیست. به هر حال افت دلار در بازارهای مختلف اثرگذار خواهد بود و بر این اساس قیمت هدف دلار از اهمیت بالایی برخودار است. دلار ۲۰ هزار تومانی سناریوی بعیدی برای کوتاه‌مدت نیست گرچه در میان‌مدت آثار ویرانگر آن می‌تواند جهش دوباره دلار را رقم بزند.

اشاره شد که با ارز حاصل از نفت ۱۰۰ دلاری طبیعی است دست دولت برای حرکت در همان مسیر همیشگی دولت‌ها در ایران باز است. در این خصوص گزارش با عنوان « سرنوشت دلار و بورس به دست دولت می‌افتد؟ » را مطالعه کنید. نفت حالا در کانال ۹۰ دلاری است و احتمال نفت ۱۰۰ دلاری دور از انتظار نیست. به نظر می‌رسد باید حساب ویژه روی تکرار همان خطاهای همیشگی سیاست‌گذار را داشت و بر این اساس باید گفت نوسان قیمت نفت اثر قابل توجهی بر آینده قیمت دلار در اقتصاد ایران خواهد داشت. به نظر می‌رسد دولت‌ها در ایران برای جبران کسری بودجه خود در نهایت مجبور به عرضه ارزهای نفتی می‌شوند و به صورت ناخواسته قیمت ارز را سرکوب می‌کنند. در این خصوص گزارش «برجام، دلار را قیچی می‌کند؟ » را مطالعه کنید.

تخمینی از واردات و خروج سرمایه
سناریوی دلار ۲۰ هزار تومانی برای سال ۱۴۰۱

نگاهی به تراز پرداخت‌های اقتصاد ایران و همچنین وضعیت بودجه عمومی دولت می‌تواند چشم‌انداز خوبی از قیمت دلار ارائه دهد. با توجه به تحریم چند ساله و همچنین سابقه واردات کالا و خدمات در کشور به نظر می‌رسد باید در انتظار واردات رسمی حدود ۵۵ میلیارد دلاری برای اقتصاد ایران بود. طبیعتا در اینجا هم سیاست‌های دولت اثرگذار خواهد بود. یعنی دولت ممکن است از واردات کالا جلوگیری کند اما همچنان باید گفت انتظار تغییر ریل سیاست‌گذاری معمولا خطای زیادی را در تحلیل ایجاد می‌کند. در این ۴ دهه گذشته می‌توانید سیاست‌های دولت‌ها در اقتصاد ایران را مشاهده کنید و میزان تکرار الگوها کاملا چشم‌گیر است.

علاوه بر واردات رسمی کالا می‌توان انتظار قاچاق نزدیک به ۱۰ میلیارد دلاری داشت. این آمار نیز تخمینی از آمار قاچاق کشور در سال‌های نه‌چندان دور از منابع مختلف است. نکته جالب توجه این‌که به نظر می‌رسد نرخ دلار به ریال بر میزان واردات رسمی کالا و خدمات اثرگذار خواهد بود.

همیشه حساب سرمایه برای اقتصاد ایران اهمیت بالایی داشته است. چون عموما شاهد خروج سنگین سرمایه از اقتصاد ایران بوده‌ایم. برخی سال‌ها این خروج سرمایه به بیش از ۲۰ میلیارد دلار نیز رسیده است. البته نمی‌توان حساب چندانی روی اعداد رسمی خروج سرمایه یا قاچاق باز کرد با کمی تخمین شاید بتوان عدد ۱۵ میلیارد دلار را در نظر گرفت.

بر این اساس در سناریو محتمل ممکن اقتصاد کشور می‌تواند خروج ارز ۸۰ میلیارد دلاری را تجربه کند. لازم به ذکر است که کاهش قیمت دلار می‌تواند افزایش احتمالی خروج سرمایه و همچنین افزایش واردات رسمی و قاچاق را به دنبال داشته باشد و همین موضوع نیز می‌تواند با افزایش تقاضای ارز مدت زمان ثبات دلار روی ۲۰ هزار تومان را کاهش دهد. بر این اساس سعی شده در اعداد سال ۹۶ به عنوان سال مبنا لحاظ شود؛ به دلیل سرکوب سنگین قیمت دلار تا این سال.

در بخش درآمدها می‌توان روی حدود ۴۰ میلیارد دلار درآمد غیرنفتی و همچنین حدود ۴۰ میلیارد دلار درآمد نفتی حساب کرد. اعداد کاملا به صورت تخمینی، بر اساس رویه صادرات ایران، با توجه به ارزش واحد کالای صادراتی و با لحاظ قیمت نفت ۱۰۰ دلاری در نظر گرفته شده است. در عین حال احتمالا آزاد شدن منابع بلوکه‌شده نیز به درآمد ارزی کشور کمک می‌کند. در محاسبه درآمد نفتی سهم شرکت ملی نفت و همچنین صندوق توسعه ملی در نظر گرفته شده است.
با این شرایط باید گفت که اگر برجام احیا شود و نفت ۱۰۰ دلار بماند احتمالا از این ناحیه کسری شدیدی را در تراز پرداخت‌ها شاهد نخواهیم بود. این موضوع می‌تواند بر قیمت دلار در کشور اثر قابل توجهی داشته باشد. همان‌طور که اشاره شد حساب جاری و حساب سرمایه اثر قابل توجهی بر نوسان قیمت دلار در اقتصاد کشور دارد.

چرا دولت مجبور به سرکوب دلار است؟

همان‌طور که اشاره شد در تراز پرداخت‌ها احتمالا کسری مشاهده نشود و از این بابت نیز تا حدود خوبی توازن قوا در عرضه و تقاضا را شاهد خواهیم بود. البته کاهش شدید قیمت دلار مثلا تا ۲۰ هزار تومان می‌تواند با افزایش محسوس تقاضا بازگشت سریع را رقم بزند و در این خصوص نمی‌توان اظهارنظر دقیقی داشت.

اما نکته اساسی دیگر کسری بودجه دولت است. لایحه بودجه‌ای که دولت به مجلس داده نزدیک به ۱۴۰۰ هزار میلیارد تومان منابع و مخارج را در نظر گرفته است. احتمالا با عنایت‌های مجلس مشابه رویه هر ساله این بودجه به ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان و شاید حتی اعداد بیشتری برسد. اقتصاد ایران در چند سال گذشته تورم سنگینی را تجربه کرده است و احتمالا دولتمردان حداقل آگاهی را خواهند داشت (یا همان مسیر قبلی را می‌روند)‌ که این کسری بودجه را از محلی که منجر به رشد پایه پولی و تشدید رشد نقدینگی شود تامین نکنند تا شاید اندکی از تب اقتصاد کشور کاسته شود.

با وجود ارز نفتی تمرکز تامین کسری بودجه بر فروش ارزهای نفتی به بانک مرکزی و دریافت ریال خواهد بود. بانک مرکزی نیز احتمالا برای جلوگیری از بسط شدید پایه پولی بخش قابل توجهی از این ارز را در بازار عرضه کند.

بانک مرکزی در سال گذشته و قبل از آن به واسطه ارزهای غیرقابل دسترس در دوره تحریم (عموما منابع صندوق توسعه ملی) رشد قابل توجه دارایی خارجی را تجربه کرد که اثر خود را در افزایش پایه پولی منعکس کرد. در چنین شرایطی بسط سنگین پایه پولی در نتیجه انباشت ارزهای نفتی در ترازنامه بانک مرکزی مانع از کاهش تورم می‌شود و بر این اساس احتمالا برای سرکوب تورم به اجبار عرضه ارز نفتی در بازار را باید با شدت منتظر بود.

 

کسری بودجه دولت با نفت جبران می‌شود؟

اگر فرض کنیم که در بخش منابع بودجه حدود ۶۰۰ هزار میلیارد تومان درآمدها محقق شود. سایر بخش باید از طریق واگذاری دارایی مالی (عمدتا فروش اوراق) و همچنین واگذاری دارایی سرمایه‌ای (فروش نفت و گاز) تامین شود. اگر تحقق ۳۰۰ هزار میلیارد تومان واگذاری دارایی مالی را نیز ممکن بدانیم در نتیجه دولت احتمالا به کسری بودجه ۶۰۰ هزار میلیارد تومان برخورد می‌کند که این بخش باید از طریق نفت جبران شود. دولت با ۴۰ میلیارد دلار نفتی با لحاظ دلار ۲۰ هزار تومانی توانایی تامین ۸۰۰ هزار میلیارد تومان را دارد. طبیعتا افت قیمت یا مقدار صادرات نفت کل محاسبات را زیر سوال می‌برد. همچنین انبساط بیشتر بودجه در مجلس نیز باعث می‌شود دیگر نفت هم نتواند کسری را جبران کند و در نتیجه کف قیمت دلار بالاتر خواهد بود.

در شرایطی که در بخش تراز پرداخت‌ها کسری شدیدی مشاهده نمی‌شود و همچنین در بخش بودجه دولت به عنوان دومین رکن اثرگذار بر قیمت دلار نیز امکان تامین کسری بودجه میسر به نظر می‌رسد دلار ۲۰ هزار تومانی ممکن است. طبیعتا اما و اگر برای رسیدن به این قیمت بالا است. ممکن است برخی به این موضوع اشاره کنند که شتاب رشد نقدینگی در اقتصاد بسیار بالاست اما باید گفت با چنین سیاست انقباضی و پول نفت احتمالا باید سناریو مشابه سال‌های ۹۲ تا ۹۵ را انتظار داشت. یعنی دوباره همان الگو این بار در دولت با رییس جمهوری دیگر باید انتظار داشت

 

چرا دلار ۲۰ هزار تومانی ریسک بزرگی محسوب می‌شود

گرچه دلار ۲۰ هزار تومانی روی کاغذ و شاید برای دوره‌ای کوتاه‌ میسر به نظر می‌رسد اما نکته اساسی این است که تردید زیادی در این میان وجود دارد. شاید مهمترین آن مجلس باشد. مجلس نیز همان الگوی سیاست‌گذاری اشتباه را دنبال می‌کند و حالا ۹ میلیارد دلار را برای تامین ارز ۴۲۰۰ اختصاص داده است همین یک مورد کافی است که تا سناریو ۲۰ هزار تومانی بسیار کم‌رنگ‌تر و حتی غیرممکن شود و شاید قیمت‌های کنونی دلار کف بازار ارز باشد. بدون برجام چنین تصمیمی از سوی مجلس می‌تواند دلار را دو برابر قیمت فعلی رشد دهد.

دولت اگر بخواهد همان مسیر گذشته را برود این قدرت را در کوتاه‌مدت دارد که دلار را به ۲۰ هزار تومان برساند اما این قدرت را ندارد که دلار را در ۲۰ هزار تومان برای زمان طولانی نگه دارد. هر چه مدت زمان حفظ دلار در ۲۰ هزار تومان بیشتر باشد باید در انتظار التهاب سنگین‌تری در آینده بود. همان‌طور که اشاره شد تا حدودی سرکوب نرخ دلار اجباری به نظر می‌رسد. یعنی ساختار اقتصادی به صورت کلی معیوب بوده و ناگزیر مجبور به عرضه سنگین ارز نفتی و افت شدید دلار می‌شود.

 

یک تلنگر برای جهش دلار از ۲۰ هزار تومان

حکم دلار ۲۰ هزار تومانی برای اقتصاد ایران در پایان سال ۱۴۰۱ می‌تواند حکم دلار ۴ هزار تومانی سال ۹۶ را داشته باشد که در نهایت نیز وضعیت اقتصاد ایران به شرایط کنونی رساند. باید به دولت گوشزد کرد که شاید این آخرین فرصت استفاده از ارزهای نفتی است و باید امیدوار بود که همان اشتباه دولت‌های قبل را تکرار نکند ( در این خصوص گزارش با عنوان «‌رییسی مسیر احمدی‌نژاد را در پیش می‌گیرد؟‌ » را مطالعه کنید). بر این اساس به ریسک‌های بالا ریسک افت محسوس قیمت نفت را نیز اضافه کنید. اگر سیکل اشتباهات دولت تکرار شود یک تلنگر مانند افت قیمت نفت برای جهش دلار کافی است.

منبع : بورسان

۱۸:۵۸ ,۱۹ بهمن ۱۴۰۰

اخبار مرتبط


دلالان بازار ارز به بهانه اینکه احتمال تقلبی بودن دلار سفید نسبت به دلار آبی بیشتر است، دلار سفید را ارزان‌تر از دلار آبی می‌خرند و تمایل ...

شبکه اطلاع‌رسانی طلا، سکه و ارز بهای دلار و یورو را از سایت خود حذف کرد.

افزایش تقاضا برای خرید دلار قیمت این ارز آمریکایی را با افزایش روبرو کرد.

علی اصغر اصغر سمیعی ریس هیات موسس کانون صرافان با انتقاد از سیاست‌های ارزی دولت سیزدهم به دیده‌بان ایران گفت: بانک مرکزی باید با تزریق مثبت ...

نظر خود را ثبت کنید