این که مدیران جدید تلویزیون همگی متولد دهه 60 باشند و هیچکدام به 50 سالگی هم نرسیده باشند به نوبه خود هیچ مزیت خاصی محسوب نمی‌شود، جوانگرایی با رویکرد است نه سن و سال!

چند روز قبل رئیس سازمان صداوسیما معاونت سیما را عوض کرد و محسن برمهانی معاون سیما شد، روز (سه‌شنبه 20 اردیبهشت) محسن برمهانی هم در احکامی جداگانه مدیران ۶ شبکه تلویزیون را منصوب کرد. به همین سرعت!

میثم مرادی بینا باج به سمت مدیر شبکه یک ، حامد بامروت نژاد به سمت مدیر شبکه دو، حسین شاه مرادی به سمت مدیر شبکه چهار، علی عبدالعالی به سمت مدیر شبکه آموزش ، محمد حسین کشکولی سمت مدیر شبکه قرآن و معارف سیما و محمد صادق باطنی به سمت مدیر شبکه امید، منصوب شدند.

نکته جالب توجه این است که تمام مدیران جدید به نسبت مدیران سابق سیما جوان هستند، غیر از یک مورد مابقی همگی متولد دهه 60 هستند:

میثم مرادی بینا باج متولد۱۳۶۱ ، حامد بامروت نژاد متولد۱۳۶۵ ، حسین شاه مرادی متولد۱۳۶۷ ، علی عبدالعالی متولد۱۳۵۳ ، محمد حسین کشکولی متولد ۱۳۶۴ ، محمد صادق باطنی متولد ۱۳۶۷ .

از همین امروز که این مدیران حکم گرفته‌اند نمی خواهم بدبین باشم ولی وقتی زندگینامه و فعالیت‌هایی که داشته اند را می‌خواندم نکات جالب توجه و برخی عجیب هم وجود دارد مانند: «حضور در برنامه‌های پرمخاطب صداوسیما همچون خندوانه، خط قرمز، تب تاب، عصر، جهان آرا، ۳۶۰ درجه و ... » به عنوان بخشی از فعالیت‌های یک مدیر در زندگینامه‌اش ذکر شده است!

مدیران جوان تلویزیون


اصلا این موضوع که همه مدیران جوان نزدیک به یک طیف سیاسی کشور هستند را نادیده می‌گیریم، ولی این که مدیران همگی متولد یک دهه باشند و هیچکدام از این مدیران تلویزیون به 50 سالگی هم نرسیده باشد به نوبه خود هیچ مزیت خاصی محسوب نمی شود.

اگر این مدیران جدید با تکیه بر انرژی جوانی خود بتوانند رویکردی جدید و راهی نو در تلویزیون را باز کنند آنموقع است که می توان گفت جوانگرایی صورت گرفته است.

در همان دهه 60 که این مدیران جدید به دنیا آمده اند و یا برخی از آنها کودک بوده‌اند برنامه‌ها و سریال‌هایی در تلویزیون تولید شد که تا به امروز به عنوان نمونه‌های موفق تلویزیون از آنها یاد می‌شود، برنامه‌هایی که برای دیدن آنها خیابانهای شهر خلوت می‌شد.

شاید گفته شود مقایسه درستی نیست و شرایط جهان امروز را با احتساب بروز پدیده اینترنت، جهان شبکه‌های اجتماعی و گوشی های هوشمند، شیوه نمایش برخط وی او دی ها و ... با آن زمان‌ها قابل مقایسه نیست، بله از منظری درست است ولی از یک منظر دیگر همین اتفاق برای کشورهای دیگر جهان هم رخ داده است و اتفاقا آنها از همین تهدیدات به عنوان فرصت برای ارتقا و تبلیغات برنامه‌های تلویزیونی بهره فراوان برده‌اند.

در شرایط حاضر مهمترین اتفاق برای تلویزیون این است که از این حالت دور تکراری برنامه‌ها و قهر مخاطب بتواند خود را نجات دهد، بتواند به رسانه‌ای تبدیل شود که از مشکلات مردم تا سرگرمی و تفریح را بتوان در آن پیدا کرد. 

بزرگترین مشکل تلویزیون این است که اکثریت مردم ایران آن را آئینه‌ای از زندگی روزانه خود نمی بییند، این که امروز در خیابان‌ها و بازار چه اتفاقی می افتد در این رسانه بزرگ با این همه هزینه از بیت المال در آن انعکاسی پیدا نمی کند.

تلویزیون دور است، دور از جامعه و مشکلات، دور از جوانان، دور از بانوان و دختران، دور از فرهنگ و هنر، دور از کسانی که در همین تلویزیون محبوب مردم بوده‌اند و هستند مثل: عادل فردوسی پور، رضا عطاران، سروش صحت و ...  دور است، دور ...
مردم از فشار اقتصادی کمرشان خم شده است اما برنامه سازان و برنامه‌هایی وجود دارد که هیچ اشاره‌ای به این قضایا ندارند و با تجاهل از کنار بدیهی ترین مشکلات روزمره مردم عبور می کنند.

حال که جوانگرایی شده است، باید گفت هیچ جوان یا نوجوانی برنامه‌ای مرتبط با زندگی و مشکلاتش را در این رسانه پیدا نمی کند و اگر برنامه ای هم ساخته می شود بیشتر به زنگ انشا یا کلاس پرورشی مدارس شبیه است.

در تمام این شبکه‌های تلویزیونی برنامه‌های با محوریت فرهنگ و هنر وجود ندارد، که در بر گیرنده پوشش و تحلیل آثار سینمایی، تئاتر، هنرهای تجسمی، موسیقی و ... باشد.

برای نمونه گاهی برنامه‌هایی مثل برنامه سینمایی هفت وجود دارد که آن هم از حالت اجرا زنده به ضبط شده تغییر یافته است تا بتوان صفر تا صد آن را کنترل و ممیزی کنند، تازه با تهیه کننده، مجری و منتقد کاملا معتمد خودشان. ساعت پخش آن هم 1 بامداد روز شنبه! الان هم که از بعد از عید نوروز تعطیل شده است.

اوضاع برنامه های ورزشی هم بر همین منوال است دایره بسته ای از افراد که معمولا توانایی اجرا و استاندارهای لازمه را هم ندارند.

جبلی و برمهانی

حتی مهمانان برنامه ها هم یک دایره محدود از افرادی معدود است، خدادادعزیزی و ... همیشه هستند، همان گونه که در برنامه خندوانه هم همیشه یک عده معدود هستند و قس علی هذا ...

این جوانگرایی برای تلویزیون اقدام مثبتی است و طبیعتا باید شاهد اتفاقات و تغییرات گسترده ای به دلیل این تغییرات باشیم. اما همین الان باید یادآوری کرد که سن و سال فقط یک عدد است و مهمتر از آن اندیشه و تفکر جوان است که باید مدنظر قرار گیرد.

از قدیم گفته‌اند جوانی به سن و سال نیست به دل و احساس آدمهاست، در این مورد هم باید گفت جوانگرایی در مدیران سیما به سن و سال نیست بلکه به نوع نگاه، تفکر و رویکرد نو آنها ارتباط می‌یابد.

منبع: عصرایران

۱۹:۳۸ ,۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱

اخبار مرتبط


گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن است که سعید اشناب از شبکه پنج به شبکه یک خواهد رفت. محمدرضا جعفری‌جلوه از شبکه دو کنار خواهد رفت و حامد بامروت‌نژاد ...

ویدئویی از صحبت‌های مهم عادل فردوسی‌پور در برنامه سروش صحت با عنوان کتاب باز را ببینید.

گزارشگر سابق صداوسیما نسبت به انتشار یک خبر واکنش نشان داد.

رئیس صداوسیما می‌گوید فضا برای بازگشت برخی چهره‌هایی که پیش از این در این سازمان حضور داشتند، فراهم است.

نظر خود را ثبت کنید

ویدیو

عکس

اینفوگرافی