اگر ژست غرب در شورای حکام آژانس را مصداق ضرب‌الاجل دادن به ایران تلقی کنیم، چه سرانجامی در انتظار رویکرد خاورمیانه‌ای بایدن است که تحقق آن تا حد زیادی به برقراری ثبات و آرامش در منطقه بستگی دارد؟

قرن نو- گروه بین‌الملل-مریم خرمائی: چیزی نمانده تا وقفه پیش‌آمده در مذاکرات وین سه ماهه شود و با هیاهویی که از روز چهارشنبه در پی صدور قطعنامه ضدایرانی در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به وجود آمده، چشم‌انداز احیای برجام بیش‌از‌پیش بعید به نظر می‎رسد.

با اجماع نظر 30 عضو از مجموع 35 عضو شورای حکام در متهم کردن ایران به عدم کفایت همکاری با آژانس و اقدام طرف مقابل مبنی بر خاموش کردن دو دوربین فراپادمانی  در یکی از مراکز هسته ای ایران، احتمال دوئل تهران و غرب لحظه به لحظه قوت بیشتری به خود می‎گیرد و بیم آن می‎رود که تیر ترکش آن خاورمیانه را برای یک دوره نامعلوم درگیر تنشی دنباله‏دار کند.

اما سوال این است که آیا خاورمیانه کشش دور تازه‎ای از تنش‎ها را دارد؟ پاسخی که به این پرسش می‎دهیم تاحد زیادی دید ما را نسبت به ماهیت تقابل اخیر ایران با آژانس و غرب تغییر می‎دهد.

اما پیش از پرداختن به این مسئله، خوب است مکثی کوتاه روی اظهارات چندی پیش «حسین امیرعبدللهیان» وزیر خارجه ایران داشته باشیم که در جریان مصاحبه‎ای که در حاشیه اجلاس داووس داشت، گفته بود: عامل اصلی (در توقف مذاکرات)  موضوع FTO (حذف سپاه از فهرست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده) نیست بلکه نفع ایران و مردم ایران از مزایای اقتصادی کامل برجام است و تهران نسبت به تضمین‌های اقتصادی آمریکا،هنوز به نقطه اطمینان نرسیده.

از طرفی، ایران می‎ داند که با توجه به مواضع کنگره، دولت بایدن نمی‌تواند در قبال رویکرد دولت‌های بعدی واشنگتن تضمینی بدهد، بنابراین تهران باید روی گرفتن امتیازات حداکثری در سه سال باقی‌مانده از دوره زمامداری بایدن تمرکز کند.

اکنون بیاید به سوالی که پیشتر مطرح شد، باز گردیم و حتی این پرسش را مطرح کنیم که اگر مذاکرات احیای برجام با شکست مواجه شود، چه بر سر رویکرد خاورمیانه‌ای بایدن خواهد آمد؟

اینگونه برآورد می‎شود که در روند کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه به نفع تمرکز بر مهار چین، منافع بایدن در احیای برجام به عنوان سکوی آغاز گفتگوهای درون منطقه‌ای است. در این پروژه، دولت بایدن به دنبال تعریف نظمی است که در آن بازیگران منطقه‌ای به کاهش تنش‌های خود بپردازند و آمریکا نیز این نظم را در راستای تأمین منافع خود مدیریت کند. به این ترتیب، خواسته‌های امنیتی واشنگتن پشت میز مذاکره اعضای منطقه برآورده می‌شود و آمریکا کمتر از گذشته انرژی خود را صرف چانه زنی مستقیم کرده و به جای آن بر نقش حمایتی متمرکز می‌شود. تلاش‎ها برای بهبود روابط عربستان و امارات با ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.

این را هم در نظر بگیریم که دست‌کم در یک ماه گذشته، «باب منندز» رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا به عنوان یک چهره شاخص دموکرات تلاش کرده به بازی بسته بودن دست کاخ سفید در دادن امتیاز به ایران، رنگ واقعیت ببخشد که تازه‎ترین نمونه، استقبال وی از قطعنامه شورای حکام با این لحن است: دولت بایدن بپذیرد که بازگشت به برجام در راستای منافع آمریکا نیست.

البته، منظور او این نیست که کلا قید توافق با ایران را بزنید بلکه این است که به جای برجام، توافقی گسترده‎تر با ایران حاصل شود که شامل فعالیت‌های منطقه‌ای و البته موشکی طرف مقابل هم باشد حال آنکه خود او هم به درستی می‌داند که ایران هرگز دو مقوله برجام و فعالیت‎های منطقه‎ای و موشکی را در یک پکیج واحد نخواهد پذیرفت و محتمل‎ترین راه حل موجود همان رویکرد سکو فرض کردن توافق احیا‌شده برجام و پیشبرد امور به صورت تدریجی و در چارچوب خودمانی‌تر منطقه‌ای است.

عدم احیای برجام نه تنها گفتگوهای منطقه‌ای در چارچوب مورد پذیرش بایدن را ناممکن می‎کند بلکه تنش‎ها میان ایران و اسرائیل را به صحنه تقابل علنی می کشد و این آن چیزی نیست که بایدن در میانه چرخش به سوی منطقه راهبردی ایندوپاسیفیک خواهان آن باشد حال آنکه در آستانه انتخابات میان دوره‌ای کنگره که در ماه نوامبر برگزار می‎شود، رئیس جمهور آمریکا دنبال دغدغه‌های جدید در خاورمیانه هم نیست.

این را هم در نظر بگیرید که از دید آمریکا، خطر ایران هسته‎ای به مراتب بیشتر از کره شمالی است چراکه ایران ایدئولوژی برای صادر کردن دارد که شاید بتوان با صیقل دادن در چارچوب گفتگوهای منطقه‌ای تا اندازه‌ای از حدت آن کاست.

از سوی دیگر، ایران حتی پیش از رای‌گیری شورای حکام، رای منفی روسیه و چین را به رخ کشیده بود. قطعنامه الزام‌آور نیست، قرار نیست به شورای امنیتی که دو عضو آن پیشتر با آن مخالفت کرده‌اند ارجاع داده شود و حتی کاخ سفید هم آنطور که از «جیک سالیوان» مشاور امنیت ملی دولت بایدن نقل شده، قصد ندارد موضوع خاموش کردن دو دوربین نظارتی از سوی ایران را به مذاکرات وین گره بزند. گزینه پایبندی در برابر پایبندی هنوز هم روی میز است و به همان اندازه، دغدغه‌های اقتصادی ایران پابرجاست.

همزمان، زمزمه‎هایی درباره «اقدام دو در مقابل دو» شنیده می‏شود که توافقی موقت در چارچوب برجام است و روی کاهش سطح غنی سازی اورانیوم و تبعیت از پروتکل الحاقی در راستای گرفتن تائیدیه از آژانس و به ازای آن، لغو تحریم‌های نفتی و بانک مرکزی مانور می‎دهد.

پس چه توجیهی برای این همه جنجال و تهدید متقابل وجود دارد جز آنکه در مواجهه با گزینه اجباری احیای برجام، دو طرف با صف‌آرایی و یارکِشی به دنبال گرفتن امتیازهای حداکثری با پرداخت کمترین هزینه ممکن هستند. البته باید توجه داشت که چانه‎زنی با این سبک و سیاق، بی‌شباهت به قمار نیست و سرانجامی نامعلوم دارد و هر لحظه ممکن است ورق به سمت آغاز یک تقابل واقعی برگردد.

۰۹:۱۶ ,۲۰ خرداد ۱۴۰۱

اخبار مرتبط


نماینده کنگره آمریکا از رویکرد اسرائیل در قبال ایران انتقاد کرد.

ریچارد هاس، رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی در یادداشتی با تأکید بر احتمال بسیار بالای به نتیجه نرسیدن مذاکرات پیش‌رو میان ایران و ایالات ...

نمایندگان دائم چین و روسیه نزد سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین روز سه‌شنبه پیرامون برجام و مذاکرات آتی وین گفت‌وگو کردند.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در آستانه از سرگیری مذاکرات برجامی وین، گفت امیدواریم طرف ایرانی با حسن‌نیت وارد گفت‌وگوها شود.

نظر خود را ثبت کنید