در روزی که اصرار علی لاریجانی بر شفاف‌سازی علت رد صلاحیتش خبرساز شد، وزیر اطلاعات احمدی‌نژاد بعد از ٨ سال درباره دلایل سیاسی و غیرحقوقی ردصلاحیت مرحوم هاشمی سخن گفت. اینها در کنار هم تصویری متفاوت از آنچه در جریان بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی می‌گذرد، ساخته است.

به گزارش گروه سیاسی «قرن نو»؛ سال‌هاست که خیلی‌ها دنبال روشن شدن جواب این سوال خصوصا درباره بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی هستند که در شورای نگهبان چه خبر است؟ اعضای شورا می‌گویند آنها صرفا به «مُر قانون» عمل می‌کنند اما منتقدان معتقدند ماجرا جور دیگری است.

در روزهای اخیر فاش شدن جریان طرح «گزارش‌های کذب» در این روند و حتی اعتراض رهبر معظم انقلاب به آن، موضوع را جدی‌تر از قبل هم کرده. روز شنبه اما حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات احمدی‌نژاد بعد از ٨ سال روایتی از ردصلاحیت مرحوم هاشمی رفسنجانی ارائه کرد که نشان می‌دهد تاثیر  ملاحظات سیاسی در این فرآیند تا چه حد است. خصوصا وقتی این روایت را در کنار روایت‌هایی پیشین اعضای شورای نگهبان می‌گذاریم و از دل آن به تناقض‌هایی هم می‌رسیم. حالا شاید قدری بشود با نگاه به روایت حیدر مصلحی، سخنان قبلی سخنگوی شورای نگهبان و اعتراض‌ها و استدلال‌های اخیر علی لاریجانی دقیق‌تر به سوالات درباره عملکرد شورای نگهبان در بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی پرداخت. 

پرده اول: روایت تازه مصلحی

روز شنبه حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات احمدی‌نژاد در یک نشست خبری روایتی تازه از ماجرای ردصلاحیت مرحوم آیت‌الله هاشمی در سال ٩٢ مطرح کرد در تمام ٨ سال گذشته درخواست او به عنوان وزیر وقت اطلاعات به عنوان عامل عدم تائید صلاحیت مرحوم هاشمی عنوان شده بود. روایت اخیر مصلحی چنین است: «کار عاقلانه این است که بنشینی و هزینه فایده کنی تا آنچه که کمترین هزینه و بیشترین فایده دارد را عملی سازی. شورای نگهبان یکی از بحث‌های جدی‌اش همین است. من در دوران وزارتم در مورد یکی از شخصیت‌هایی که جایگاه قابل‌توجهی هم داشت بررسی‌هایی انجام دادم در کف خیابان نشان می‌داد این آقا اگر بیاید، رأی می‌آورد. در بررسی‌هایم تأیید صلاحیت و رد صلاحیت آن فرد و هزینه فایده هرکدام از آن‌ها را مشخص کردم. بعد جمع‌بندی کردم و این جمع‌بندی را به دستگاه‌هایی که باید، ارائه کردم و در نهایت شورای نگهبان از من دعوت کرد بیایم و این هزینه فایده را توضیح دهم که رفتم و در دو صفحه این موضوع را به آنان گفتم. در این بررسی که به شورای نگهبان ارائه شد تمام ابعاد را دیده بودم و چیزی نبود که از قلم افتاده باشد. فقط یکی از آقایان حقوقدان شورای نگهبان از من پرسید شخصیت این فرد چه می‌شود؟ گفتم من با شخصیت کاری ندارم من دارم هزینه فایده برای نظام می‌کنم. بله، ممکن است یک شخصیت گاهی لازم باشد که فدای نظام شود. ما این‌همه شهید دادیم و شخصیت‌هایی مثل شهید بهشتی را برای انقلاب و نظام دادیم، پس گاهی لازم است شخصیت‌هایی را برای نظام کنار بگذاریم.»

پرده دوم: پراکنده‌گویی سخنگو درباره ردصلاحیت مرحوم هاشمی

روایت مصلحی را در همینجا رها می‌کنیم و سراغ روایت‌هایی قبلی عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در همین باره می‌رویم. او در روایت‌های متعدد خود در این باره مسایلی را مطرح کرده که هم با سخنان دیگر خودش و هم با روایت اخیر مصلحی همخوانی ندارد. او تیر ٩٨ به روزنامه «کار و کارگر» گفت: «آقای مصلحی چه آن روز به شورای نگهبان می‌آمد چه نمی‌آمد، فرقی در اتخاذ تصمیم اعضای شورای نگهبان در خصوص مرحوم هاشمی رفسنجانی نمی‌کرد. آن تصمیم بر پایه ادله‌ای که به یقین رسید، گرفته می‌شد.» حال آنکه در بهمن‌ماه ٩٢ در گفت‌وگوی تلویزیونی در برنامه شناسنامه عنوان کرد که در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم و در ماجرای رد صلاحیت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، نظر عمومی در شورای نگهبان این بود که او رای نخواهد آورد و بهتر است در انتخابات شرکت نکند. با این وجود در گفت و گوی اسفندماه ٩۵ کدخدایی در گفتگو با روزنامه «ایران» تائید کرد که مصلحی با دعوت شورای نگهبان به آن جلسه رفته بود و حتی به این موضوع اشاره کرد که «الان اگر بودیم، شاید بهتر بود ایشان دعوت نشود تا این شائبه‌ها ایجاد نشود.»

او در فرودین ٩۶ هم در گفت و گو با مجله «مثلث» تائید کرد مصلحی به دعوت شورای نگهبان و نه درخواست خودش به آن جلسه رفته بوده و گفت: «آقای مصلحی هم توضیحات کلی و کلانی ارائه دادند که نسبت به شخص آقای هاشمی نبود. مسائل کلی انتخابات و تهدیدهایی که وجود دارد را بحث کردیم و رفتند.» فعلا کاری به مقایسه این روایت‌ها نداریم و سراغ روایتی دیگر از مسأله بررسی صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری برویم.

پرده سوم: لاریجانی همچنان پیگیر «گزارش‌های کذب»

روز شنبه و همزمان با آخرین دور مناظره‌های ریاست جمهوری، نامه علی لاریجانی به شورای نگهبان خبرساز شد. نامه‌ای که طی آن و البته بیانیه‌ای که ساعاتی پس از آن منتشر کرد از شورای نگهبان خواسته بود تا دلایل رد صلاحیتش را اعلام کند. در حالی که سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ او گفت که چنین الزام قانونی وجود ندارد. لاریجانی در بیانیه دوم خود اما با استناد به بند ٢-١١ سیاست‌های کلی انتخابات یادآور شد که اتفاقا این الزام برای شورای نگهبان در همین سیاست‌های ابلاغی به وجود آمده. پیش از او هم خواسته مشابه اسحاق جهانگیری و مسعود پزشکیان توسط این شورا رد شده بود. همه اینها در حالی بود که پیشتر آیت‌الله آملی لاریجانی و بسیارمهمتر از آن شخص رهبر معظم انقلاب موضوع وجود گزارش‌های کذب در جریان بررسی این صلاحیت‌ها را تائید کرده بودند. حتی رهبر معظم انقلاب از این شورا خواستند تا این موضوع «جبران» شود که البته تا کنون خبری از آن هم نبوده. 

سوال آخر؛ «مُر قانون» چه شد؟ 

حالا وقت آن است ببینیم تصویری که همین سه روایت و ماجرا از اتفاقات داخل شورای نگهبان می‌سازند و سوالاتی که ایجاد می‌کنند چیست؛

-وزیر وقت اطلاعات می‌گوید مرحوم هاشمی رفسنجانی به خاطر خطر رای بالا ردصلاحیت شد اما سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید به این نتیجه رسیدیم او رای نمی‌آورد.

-وزیر وقت اطلاعات گفته در آن جلسه بحث درباره وضعیت آقای هاشمی بوده و سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید مسایل کلی انتخابات بوده است.

-وزیر وقت اطلاعات می‌گوید گزارش او عامل ردصلاحیت مرحوم هاشمی بوده و حتی یکی از اعضای شورا پرسیده که با این وضع شخصیت ایشان چه می‌شود؟ اما سخنگوی شورای می‌گوید ما قبل از آن هم تصمیم خود را گرفته بودیم.

-وزیر وقت اطلاعات برای ردصلاحیت آقای هاشمی هیچ اشاره ای به موارد دیگر جز گزارش‌های مبنی بر افزایش رای او نکرده، حال آنکه شورای نگهبان مدام تاکید دارد که در تصمیم خود صرفا موارد منع قانونی را در نظر می‌گیرد، نه مصلحت‌های سیاسی را.

-در ماجرای علی لاریجانی در حالیکه طبق بند ٢-١١ سیاست‌های کلی انتخابات، شورا موظف است دلایل رد یا عدم احراز صلاحیت را به داوطلبان بدهد، سخنگوی شورا می‌گوید در قوانین هیچ الزامی برای این کار در نظر گرفته نشده. حال آنکه فقط یک ماه قبل این شورا ابلاغ مصوبه شرایط داوطلبان ریاست جمهوری را بر خلاف نص صریح بخشی از قوانین عادی و حتی اصول قانون اساسی، صرفا با استناد به بند ۵-١٠ همین سیاست‌های کلی انجام داده بود.

اینها بخش کوچکی از تناقضاتی هستند که باعث می‌شود تا تصویری که شورای نگهبان از تاکیدش بر اینکه صرفا به «مُر قانون» عمل می‌کند زیر سوال برود. اینکه این «مُر قانون» کجای روایت مصلحی از رد صلاحیت مرحوم هاشمی است و آیا شورای نگهبان حاضر است آن روایت را تکذیب کند؟ اگر تکذیبی در کار نیست پس این روایت جز ترجیح مصلحت سیاسی به «مُر قانون» چه چیزی را نشان می‌دهد؟ یا در ماجرای ردصلاحیت علی لاریجانی اگر «مُر قانون» رعایت شده و آن «گزاش‌های کذب» مورد اشاره رهبری تاثیری نداشته، چرا شورا موضوع را شفاف نمی‌کند؟ چرا وقتی شورای نگهبان می‌خواهد مصوبه مغایر قانون خود را  رسمیت بخشیدن به سیاست‌های کلی انتخابات استناد می‌کند اما وقتی با درخواست شفاف‌سازی از سوی نامزدها مواجه می‌شود، تکلیفی که همین سیاست‌های کلی انتخابات برایش تعیین کرده و منع قانونی هم ندارند را اجرا نمی‌کند؟ آیا جز این است که پای چیزی فراتر از «مُر قانون» در میان است؟

۰۹:۱۸ ,۲۴ خرداد ۱۴۰۰

اخبار مرتبط


شورای نگهبان تبدیل به نهادی شده است که اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان هم زمان از تصمیمات انتخاباتی این شورا انتقاد می‌کنند.

پرونده ردّ صلاحیت علی لاریجانی با علنی شدن نامه محرمانه شورای نگهبان و پاسخ لاریجانی به دلایل ردّ صلاحیتش وارد فازی جدید شده است.

حقیقت‌پور با بیان آنکه هزینه ردّصلاحیت لاریجانی برای شورای نگهبان سنگین‌تر از هزینه‌ی ردّصلاحیت آیت‌الله هاشمی است، گفت: چهار نفر از افراد ...

به‌نظر می‌رسد علی لاریجانی حتی بعد از ردّ صلاحیت جنجالی از سوی شورای نگهبان، متوقف نشود و مسیری متفاوت‌تر در عالم سیاست را پیش بگیرد و در ...

نظر خود را ثبت کنید