همزمان با پدید آمدن شمار زیادی از فروشگاه‌های مجازی که به واسطه پلتفرم‌های آنلاین صورت گرفته، شکافی میان اقتصاد دیجیتال و واقعی شکل گرفته است. همین مسئله باعث شده تا مردم بیشتر به صورت آنلاین به دنبال کالا، خدمات و اشتغال باشند. البته گسترش کرونا باز هم به تشدید آن کمک کرده است.

قرن نو ـ گروه فناوری اطلاعات ـ سپیده اشرفی: دراین‌میان، این خطر وجود دارد که کارایی بازار با ایجاد یک دنیای جدید دیجیتال و تحمیل هزینه به بازیگران اقتصاد واقعی، به مخاطره بیفتد. 

اساس انقلاب چهارم صنعتی این بوده که عناصر ملموس و ناملموس اقتصاد در کنار هم باشند و ایجاد هم‌افزایی‌های جدید مولد کنند. جنبه ملموس اقتصاد زیرساخت‌هایی را فراهم می‌کند که بخش‌هایی مثل اتوماسیون، تولید و شبکه‌های تجاری پیچیده می‌توانند بر آن تکیه کنند. بخش ناملموس ـ مثل تدارکات، ارتباطات و سایر نرم‌افزارها و برنامه‌های بیگ‌دیتا ـ هم این فرایند‌ها را برای رسیدن به کارایی مطلوب امکان‌پذیر می‌کند. 

به بیان دیگر، اقتصاد ملموس پیش‌نیاز اقتصاد ناملموس است. بخش ناملموس می‌تواند از طریق دیجیتالی شدن ناملموس شود و به محدودیت‌های سنتی مقیاس و ارزش‌آفرینی غلبه کند. این فرایند که به میزان زیادی در معاملات و سرمایه‌ها وجود داشته، مکانیزم مثبتی برای رشد بوده و توانسته فرصت‌های برابری برای کشورهای کوچک و بزرگ فراهم کند. 

اما گزارش استانداردی که به‌تازگی منتشر شده، باعث حذف جداسازی بخش‌های دیجیتال و واقعی اقتصاد می‌شود. شرکت‌های دیجیتال بومی که پیش از این منفعتی را از کنار توقف عوامل سنتی تولید به دست آورده بودند توانستند رشدی فراتر از فعالیت‌های قبلی خود پیش از کرونا داشته باشند.

سهام شرکت‌هایی مثل فیس‌بوک، آمازون و اپل از ابتدای پاندمی کرونا تا آغاز سپتامبر 2020 با افزایش بیش از دو برابر قیمت نسبت به قبل مواجه شد و همین مسئله شرکت اپل را به اولین شرکتی تبدیل کرد که ارزش آن به دو هزار میلیارد دلار رسید. سهام برخی شرکت‌ها مثل نت‌فلیکس یا گوگل به همان شیوه قبلی باقی ماند و اندازه قبل رشد داشت. در همین حال، اکسون‌موبیل، پانصد عضو قدیمی s&p و یکی دیگر از نماد‌های اقتصاد ملموس، بعد از تصمیم اپل به تقسیم سهام، از شاخص خارج شدند.

صاحبان غول‌های فناوری در شرایطی پول بیشتری به دست می‌آورند که بقیه جهان ویرانی اقتصادی را تجربه می‌کنند.

دارایی‌های اقتصاد واقعی بسیار کمتر از دارایی‌های مالی دیجیتال بوده و همین مسئله باعث عملکرد متفاوت این دو بخش در نمودارها شده است. به ظاهر شرکت‌های دیجیتال می‌توانند بدون محدودیت رشد کنند اما دیگر بخش‌ها باید تابع شرایط محدودی باشند که براساس آن فعالیت می‌کنند.

این مسئله نه‌تنها فرضیه‌های نئولیبرالی درباره ایجاد ارزش مطرح می‌کند بلکه ما را به سمتی می‌برد که سیاست‌های دولت برای توزیع دوباره ارزش، دیگر گزینه محتمل نباشد. به طور حتم، دولت‌ها و برخی افراد بخش خصوصی راه‌حل‌هایی مثل مالیات بر دارایی‌های دیجیتال را پیشنهاد کرده‌اند.

در مقابل طرفداران رویکرد بازار آزاد، همچنان بر این مسئله اصرار دارند که هر نوع مداخله دولت، صرفاً باعث تحریف بیشتر بازار خواهد شد؛ اما هیچ‌کدام از طرفین، شواهد کافی برای سیاست موردنظر خود ارائه نکرده‌اند. اما در این مقاله سه گزینه پیشنهاد می‌شود. اول از همه اینکه از کمک‌ها و یارانه‌های دولتی می‌توان برای ترویج اشاعه فناوری و از بین بردن شکاف بین پلتفرم‌ها و شرکت‌های کوچک و متوسط استفاده کرد. دولت‌ها می‌توانند به جای انتظار درباره دسترسی عادلانه بازار به فناوری‌هایی مثل هوش مصنوعی، برنامه‌هایی را تأمین مالی کنند که به‌طور مستقیم به شرکت‌های کوچک‌تر می‌رسند.

مواردی مثل حذف مالیات یا اقدامات دیگر (کما اینکه پیش از این هم چنین کاری در قالب تشویق مصرف‌کنندگان به خرید خودروهای دوستدار محیط‌زیست اتفاق افتاد) در ابتدا این‌طور به نظر می‌رسد که این پیشنهاد باعث افزایش بدهی عمومی در کوتاه‌مدت می‌شود اما واقعیت اینجا است که می‌توان این ارقام را با بهره‌وری بالاتر در قالب توزیع متعادل‌تر قدرت اقتصادی جبران کرد. 

مسئله دیگر این است که باید به سمت مدلی از نوآوری برویم که پویاتر و با ذی‌نفعان بیشتری باشد؛ به‌طوری‌که نگرانی‌های مربوط به نمایندگی و حضور شرکت‌ها را بدون آرام کردن سرعت پیشرفت فناوری، برطرف کرد. هدف باید کاهش تنش بین برندگان و بازندگان در زنجیره‌های ارزش جدید اقتصاد پلتفرم مربوطه باشد. موارد موجود نشان می‌دهد که اگر منافع ذی‌نفعان سیاست‌گذاری به‌درستی بازنمایی شود، باعث می‌شود آسیب‌ها و پیامدهای ناخواسته فناوری‌های تازه بدون نیاز به کم کردن سرعت یا نیاز به انعطاف‌پذیری، کم شود. 

نکته سوم این است که زمان آن رسیده که زمینه‌های مناسب حمایتگری دیجیتال را بشناسیم. همان‌طور که برخی کشورها از تعرفه‌های تجاری برای حمایت از تولیدات نوپای محلی استفاده می‌کنند، تعرفه‌های دیجیتالی هم می‌تواند اکوسیستم‌های نوآوری محلی را حمایت کند؛ هرچند که چنین راهکاری برای همه جا مناسب نخواهد بود اما برای بخش‌هایی که آماده این کار هستند چنین سیاست‌هایی می‌تواند به تشویق راهکارهای ارائه‌شده از سوی مردم منجر شود و در کنار آن، رویکردهای تازه جامعه‌محور را برای طراحی، استقرار و تأمین بودجه فناوری ایجاد کند. 

ویژگی جهانِ پس از کرونا همراه با هراس از اقتصاد فلج‌شده، ترس عمومی از آینده و درک این موضوع خواهد بود که همه شیوه‌های زندگی اقتصادی تغییر کرده است. در شرایط مناسب و عادی، انطباق یک جامعه با فناوری، نوآوری‌هایی با چند ذی‌نفع و حمایت‌های دیجیتال می‌تواند از وابستگی مردم به شرکت‌های چندملیتی کم کند؛ شرکت‌هایی که شرایط فناوری را به نفع خود تغییر داده‌اند و کمتر به نیازها یا ارزش‌های جوامع مربوطه توجه کرده‌اند. 

ما به واسطه مدل تجاری تهاجمی غالب امروز که ثابت کرده قادر به حمایت حقوق صاحبان سهام نیست، با بحران جدی فرصت‌ها و دسترسی‌های فناورانه روبه‌رو هستیم. سهم این مدل از بازار بالا است و خود بازار هم قادر به حل آن نیست. راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توان یقین حاصل کرد تا انقلاب دیجیتال به همه منفعت برساند، نه به عده اندکی. اما رسیدن به این راهکارها مستلزم این است که دوباره به روش‌های خلق ارزش و به خدمت گرفتن خلاقیت در قرن بیست‌ویک فکر کنیم. 

5965

۱۱:۰۱ ,۱۴ شهریور ۱۴۰۰

اخبار مرتبط


وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با ابراز امیدواری از افزایش سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص ملی و رسیدن به سهم شانزده درصدی ICT در GDP گفت: برای ...

مدیران و تیم‌های راهبری آنها باید از فناوری‌هایی که تحولات این روزهای دنیای دیجیتال را شکل می‌دهند، باخبر باشند؛ چراکه جزئیات این دانش نسبت ...

نظر خود را ثبت کنید

ویدیو

عکس

اینفوگرافی