آسیب‌شناسی سیاست خارجی دولت روحانی در گفت‌وگو با دکتر آهویی

امنیتی‌زدایی، پیش‌شرط نگاه متوازن در سیاست خارجی

سرویس بین‌الملل قرن نو در گفت‌وگو با دکتر مهدی آهویی، استاد گروه مطالعات ایران دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، از او در مورد سیاست خارجی دولت روحانی و جهت‌گیری‌های اصلی این سیاست پرسیده است.

  • با تشکر از اینکه فرصت این گفت‌وگو را در اختیار قرن نو قرار دادید، به عنوان اولین سؤال می‌خواستم از شما در مورد دکترین سیاست خارجی روحانی بپرسم. آیا اساساً روحانی و تیم سیاست خارجی‌اش دکترینی در حوزه روابط خارجی داشتند و اگر داشتند این دکترین چه بود؟

برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید به تفاوت میان دکترین به عنوان یک برنامه هدفمند دارای نقشه راه با ایدئولوژی به عنوان یک جهان‌بینی کلی توجه شود. دوم اینکه تأکید دولت روحانی بر میانه‌روی و اعتدال در هر دو حوزه داخلی و خارجی، بیشتر واکنشی به سیاست تنش‌زای دولت قبل بود و نه یک دکترین مشخص و مدون. اما در پاسخ به پرسش شما به نظر می‌رسد که دکترین سیاست خارجی دولت روحانی، عادی‌سازی ایران بود و روحانی این عادی‌سازی را کلید باز شدن گزینه‌های سیاست خارجی ایران می‌دانست. اما چالش پیش‌روی دولت روحانی این بود که این یک دکترین غیرایدئولوژیک در بستر نظامی ماهیتاً ایدئولوژیک بود. در توضیح این استدلال، فهم متفاوت روحانی و تیم سیاست خارجی‌اش و در مقابل جناح مخالف از برجام بسیار گویا است. در حقیقت، درحالی‌که روحانی به برجام به عنوان گام اول در فرایند عادی‌سازی ایران نگاه می‌کرد، جناح مقابل برجام را یک فرصت تنفس می‌دید.

  • به نظر شما دولت روحانی در ایجاد توازن میان نگاه به شرق و نگاه به غرب در سیاست خارجی موفق بود و آیا اینکه اساساً به چنین توازنی باور داشت؟

استدلال درستی که شخص روحانی و تیم سیاست خارجی‌اش و در رأس آن دکتر ظریف مطرح می‌کردند این بود که تازمانی‌که موضوع هسته‌ای ایران حل نشده و از ایران امنیتی‌زدایی نشود، اساساً گزینه‌ای به نام نگاه به شرق روی میز نخواهد بود. این استدلال از آن نظر درست است که منطق نظام بین‌الملل منطق نظام اقتصادی است و چین اساساً به‌دنبال رویارویی با آمریکا نیست و اگر هم در جایی به این رویارویی تن دهد باید آورده‌ای برایش داشته باشد. بنابراین تازمانی‌که ما به عنوان یک کشور امنیتی‌شده امتیاز قابل‌توجهی برای دادن به چین در دست نداریم و چین را تنها به عنوان موازنه‌گر غرب می‌بینیم، سیاست نگاه به شرق بی‌معنی است. موضوع مهم دیگر آنکه ما هرگز متوجه اهمیت شورای امنیت برای چین و روسیه نشدیم و بنابراین تازمانی‌که ما به عنوان یک مورد امنیتی در نظام بین‌الملل مطرح هستیم، برقراری روابط راهبردی با چین و روسیه ممکن نیست.

  • تحلیل شما از سیاست روحانی در قبال پرونده هسته‌ای ایران و توافق برجام چیست؟

نخستین اشکالی که به سیاست خارجی دولت روحانی وارد است تک دستورالعملی بودن این سیاست و تمرکز تام و تمام آن بر مسئله هسته‌ای و برجام است. البته اشاره کردم که از نگاه روحانی و ظریف، برجام در حقیقت کلید باز شدن دیگر گزینه‌های سیاست خارجی ایران بود. در حقیقت به بیان ظریف، در بحث هسته‌ای ایران پیشرفت کمّی و طرف مقابل پیشرفت راهبردی داشت؛ به این معنی که موفق شد یک نظام تحریمی برگشت‌ناپذیر علیه کشورمان ایجاد کرده و دنیا را به زندگی بدون ایران عادت دهد. موضوع دیگر آنکه در داخل کشور نیز فهم واحدی از هدف از امضای برجام وجود نداشت. اما یکی از مهم‌ترین مشکلات برجام که به نظر من برآمده از خود این توافق است، این است که برجام بیش از اندازه تکنیکی و حقوقی شد و این امر سبب تقلیل یافتن برجام به موضوع هسته‌ای و گم شدن هدف اصلی عادی‌سازی و امنیتی‌زدایی از ایران شد.

  • سیاست خارجی روحانی در قبال منطقه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به باور من منطقه و سیاست‌های منطقه‌ای چالش عمده پیش‌روی سیاست عادی‌سازی و امنیتی‌زدایی دولت روحانی بود. در حقیقت، دولت روحانی نتوانست نگرانی امنیتی همسایگان از بابت ایران را رفع کند و برجام نیز سبب مضاعف شدن این نگرانی شد. البته تحولاتی ازجمله: روی‌کار آمدن ترامپ، تسخیر سفارت عربستان در تهران، روی‌کار آمدن بن سلمان، حادثه منا و تحولات لبنان و عراق نیز در ناکامی سیاست منطقه‌ای روحانی نقش داشتند.

دراین‌رابطه من معتقدم که ایران باید به جای تأکید بر یک ایران قوی در منطقه، بر شکل‌گیری یک منطقه قوی‌تر و تقویت اتصالات و پیوندهای زیرساختی در منطقه و همچنین، مبادلات مردم با مردم تمرکز کند. تنها در این صورت و ازطریق تقویت پیوندها در این حوزه‌های غیرسیاسی است که امکان رفع نگرانی‌های امنیتی همسایگان و مقابله با تبلیغات منفی علیه ایران فراهم شده و تنش‌زدایی ممکن می‌شود.

  • به عنوان پرسش آخر آقای دکتر شما چه آینده‌ای را برای روابط ایران و آمریکا متصورید؟

باور من این است که برقراری روابط دوجانبه میان ایران و آمریکا حداقل تا آینده‌ای نامعلوم ممکن نیست و چالش مهم، عادت کردن آمریکا به تحمیل و عادت ایران به مقاومت است. اما امکان مدیریت روابط و تنش‌ها با آمریکا در چارچوب نظام بین‌الملل وجود دارد و این ایده‌ای است که باید به دنبال آن رفت. به بیان دقیق‌تر، ما باید از دستاوردهای محور مقاومت و موقعیت منطقه‌ای‌مان به نفع مناسبات دوجانبه با ایالات متحده بهره بگیریم. توجه کنید که ما در سال 2001 در افغانستان و سپس در عراق همکاری‌هایی با طرف آمریکایی داشتیم، اما این همکاری هیچ آورده‌ای برای ما نداشت. این موضوع به‌ویژه در شرایط کنونی خروج تدریجی آمریکا از منطقه قابل‌اهمیت است و ما باید در بازی قدرت‌های منطقه‌ای به منظور پر کردن خلأ حضور ایالات متحده نقشی فعال ایفا کنیم.

5965

۱۱:۵۹ ,۱۶ شهریور ۱۴۰۰

اخبار مرتبط


دومناظره کاندیدا‌های ریاست جمهوری ۱۴۰۰ درحالی انجام شد که برنامه‌های آنان در مورد سیاست خارجی بسیار کلی ومبهم بود و مشخص نشد که سیاست اجرایی ...

وزیر امور خارجه کشورمان با اعلام در جریان بودن مذاکرات درباره برجام، گفت: احتمال خوبی وجود دارد تا قبل از پایان ...

فعال سیاسی اعتدال‌گرا گفت: متأسفانه حق محمدجواد ظریف ادا نشد اما به خاطر کشورش ایستاد. خیلی مشتاقم بدانم کسی که در دولت آینده وزیر امور خارجه ...

نظر خود را ثبت کنید

ویدیو

عکس

اینفوگرافی