افشاگری ابتذال یا ابتذال افشاگری!

شاید بتوان مدعی شد در یک سال اخیر به موازات کرونا به مثابه بحرانی اجتماعی، «جنبش می‌تو» (Me Too) و حواشی آن نیز به عنوان بازنمایی یک بحران اجتماعی‌اخلاقی در جامعه ما بروز داشته و به یک چالش عمومی تبدیل شده است. گرچه این حرکت اجتماعی در خوانش‌های اشتباهی و سوءتفاهم‌ها، سوءتعبیرها، سوءظن‌ها و حتی سوءاستفاده‌ها خودش دچار انحراف یا دست‌کم بدفهمی شده است؛ جنجالی که از شروع این جنبش در ایران شروع شد به واسطه گره خوردن با نام برخی چهره‌های شاخص و سرشناس هنری و سلبریتی و حتی چهره‌های دانشگاهی روشنفکری و برملا شدن لایه‌های پنهان زندگی خصوصی آن‌ها، موجی هیجانی ایجاد کرد تا برخی در پی صید ماهی خود از این آب گل‌آلود برآیند. 

مسئله این نیست که هر آنچه به عنوان «گزارش افشاگرانه» از دل این جنبش برآمد همه بر مدار غلط بوده یا اعترافات و افشاگری‌های قربانیان تجاوز و آزار جنسی دچار توهم و بزرگ‌نمایی هستند، اما در لا‌به‌لای حقیقت‌های رمزگشایی‌شده با روایت‌هایی مواجه می‌شویم که پر از تضاد و تناقص است. ضمن اینکه این جنبش و اهداف و ماهیت آن دستمایه سوءاستفاده برخی قرار گرفته تا به عقده‌گشایی و انتقام‌گیری‌های شخصی دست بزنند و با اتهام و برچسب‌زنی‌های دروغین یا اغراق‌شده، اعتبار و آبروی کسی را که با او دشمنی و نفرت دارند، مخدوش کنند. مواجهه زرد و دامن زدن به برخی گزارش‌ها و مناسبت‌های خاله‌زنکی در این میان موجب شده تشخیص و تمیز سره از ناسره و گزارش‌های حقیقی و جعلی، سخت شود و اصل جنبش حرکتی لوس و لوث شود. برخی در پس این افشاگری‌ها به اسم «روزنامه‌نگاری تحقیقی» به شکل افراطی، غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی به زعم خود مشغول افشاگری هستند تا بیشتر خود را در کانون توجه قرار دهند و نام و نانی دست و پا کنند. در واقع آن‌ها بیشتر در پی «خودافشاگری شهرت‌طلبانه» هستند تا «دیگرافشاگری حقیقت‌طلبانه»! یک نوع موج‌سواری بر افکار عمومی با دامن زدن به شایعات و حاشیه‌های زرد بر محوریت افشاگری و با ژست‌های روشنفکرانه به عنوان رهبران یا کارگزاران جنبش می‌تو.

جالب این‌که جنبش می‌تو یک جنبش اجتماعی و فرهنگی زنانه است اما در این میان برخی مردان چنان میدان‌دار این جنبش شده‌اند و با احساس خودلیدرپنداری به تاخت و تاز شخصیت‌های مختلف به ویژه چهره‌های مشهور می‌پردازند که بیش از آن‌که حقانیت یا مطالبه‌گری عدالت‌جویانه این جنبش را برجسته کند از آن مشروعیت‌زدایی می‌کند. این میل لجام‌گسیخته بیشتر به لجاجت‌های شخصی شبیه است تا مبارزه با ظلم و جور مردسالارانه! فعالیت برخی از این افراد در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بیشتر به تمهیدی برای جذب و افزایش فالوئر می‌ماند تا فریادی عدالت‌خواهانه و تهدیدی برای مردان متجاوز و پنهان‌کار جنسی! 

تأکید می‌کنم و این تأکید را تکرار می‌کنم که این متن نه به قصد تطهیر و توجیه مردان متجاوزگر و آزردهندگان جنسی که جرم‌شان ثابت و رسوایی‌شان عیان شده، یا دفاع از چهره‌هایی که شهرت و منزلت حرفه‌ای و اعتبار اجتماعی دارند و حالا تشت رسوایی‌شان از پشت‌بام افتاده، یا تضعیف اهداف اخلاقی و عدالت‌جویانه‌ای که در ماهیت و کارکرد این جنبش نهفته که تلنگری است بر این‌که دچار کژکارکرد نشده و به جنبشی انحرافی تبدیل نشود. متأسفانه گرد و خاکی که این جنبش به پا کرده چنان فضا را غبارآلود کرده که تشخیص حقیقت از دروغ و بهتان و تهمت را دشوار ساخته است؛ آسیب‌های این کژکارکردها دامن روزنامه‌نگاری به ویژه روزنامه‌نگاری تحقیقی را هم ممکن است آلوده کند و «افشاگری ابتذال» را در دام «ابتذال افشاگری» بیندازد! 

4908

نویسنده: سیدرضا صائمی

۱۶:۳۴ ,۲۸ فروردین ۱۴۰۰

ویدیو

عکس

اینفوگرافی