پوپولیسم در ادبیات علوم سیاسی چند ویژگی شناخته شده دارد: عامیانه حرف زدن، بیگانه‌ستیزی، تاکید بر برتری سرزمین مادری که گاهی به مرز نژادپرستی می‌رسد، اعتقاد به دموکراسی مستقیم، بی‌اعتمادی به احزاب و رسانه‌های جریان اصلی، شعاری عمل‌کردن، و چند ویژگی دیگر. اما یکی از ویژگی‌های پوپولیسم را می‌توان ریشه همه عوارض آن دانست: ساده‌سازی راه‌حل‌ها از سوی کاندیداها و ساده‌انگاری مشکلات از طرف رأی‌دهنده‌ها. 

با پیشرفت فناوری، مشکلات بشر هم پیشرفت کردند. حالا دموکراسی‌ها از شهروندانی که متخصص نیستند می‌خواهند در مورد راه‌حل‌ها قضاوت کنند. از یک طرف نمی‌توان قضاوت در مورد راه‌حل‌ها را فقط به سیاستمداران سپرد چون هیچ تضمینی نیست که آن‌ها از اختیار خود و بی‌اطلاعی مردم سوءاستفاده نکنند. از سوی دیگر نمی‌توان آن‌ها را به مردم سپرد چون تخصص لازم برای قضاوت در مورد راه‌حل‌ها را ندارند. کاندیداهای انتخاباتی با کمک کارشناسان خبره ساعت‌ها وقت صرف می‌کنند تا صدها صفحه برنامه بنویسند، اما بعد از مردم خواسته می‌شود در مورد آن‌ها قضاوت کنند. مردم عادی نه مهارت لازم برای این کار را دارند، نه وقت آن را. 

به عنوان یک راه‌حل، در دموکراسی‌های جاافتاده، احزاب، روشنفکران و رهبران فکری نقش حائل را ایفا می‌کنند. آن‌ها با حمایت از یک کاندیدا اعتبار خود را گرو می‌گذارند و مردم در طول زمان این اعتبارسنجی را انجام می‌دهند. اما در مواردی هم پوپولیست‌ها خلاًها را پر می‌کنند و با ارائه یک پاسخ ساده مشکل را به ظاهر حل می‌کنند. اما آن‌ها هیچ چیزی را «در واقع» حل نمی‌کنند. به یک نمونه از اروپا توجه کنید. 

اروپا در سال 2015 با بحران مهاجران روبه‌رو شد. همان موقع گروه‌های راست افراطی با ساده‌سازی همه مشکلات و انداختن تقصیر به گردن مهاجران مسئله را برای توده‌های رأی‌دهنده آسان کردند. به گفته آن‌ها مشکل رفاه اجتماعی، بی‌توجهی به مذهب، افزایش جرم و جنایت و صدها مشکل دیگر همگی یک راه حل دارد و آن هم اخراج پناهندگان است. 

علاوه‌براین همه‌گیری کرونا هم با کاهش گردهمایی‌های حضوری و مجازی‌ کردن تعاملات سیاسی موجب رشد پوپولیسم شده‌ است. در فضای مجازی فرصت طرح مطالب طولانی نیست و سرعت انتقال بسیار مهم‌تر از کیفیت محتوا است. اصولاً پوپولیست‌ها در فاکتور سرعت برنده‌اند. آن‌ها از کیفیت می‌زنند و بر سرعت می‌افزایند. هر جا زمان کم باشد، پوپولیست‌ها با شعارهای کوتاه اما احساسی می‌توانند شور توده‌ها را تحریک کنند، در حالی که تکنوکرات‌ها نیاز به ارائه جدول و آمار و اسناد دارند تا استدلال‌های خود را یکی‌یکی توضیح دهند. صفحه مانیتور برای این کار بیش از حد خسته‌کننده می‌شود. 

با این حال بحران بی‌اعتمادی می‌تواند از آثار پوپولیسم بکاهد. وقتی پوپولیست‌ها اعتماد توده‌ها را از دست بدهند منفی بودن پوپولیسم در یک واقعیت منفی دیگر که همان بی‌اعتمادی است ترکیب می‌شود و یک نتیجه مثبت حاصل می‌کند: جامعه‌ای که دیگر مستعد پوپولیسم نیست. جناح چپ مدت‌ها پیش به این واقعیت پی برد و هم‌اکنون با تکیه بر مطالبات موضوع‌محور، مانند محیط زیست، تلاش می‌کند به صحنه برگردد. به نظر هم می‌رسد موفق بوده‌اند. اما در جناح راست هنوز این امیدواری وجود دارد که روش‌های پوپولیستی سنتی آن‌ها همچنان اعتماد توده‌ها را جلب کند. سخنرانی شب گذشته ترامپ در مجمع سالانه حزب جمهوری‌خواه در کارولینای شمالی نشان می‌دهد او هم فعلاً یکی از همین سیاستمداران است.

4908 

نویسنده: عیسی عادلی

۱۳:۱۴ ,۱۶ خرداد ۱۴۰۰

ویدیو

عکس

اینفوگرافی