برجام و برنامه اقدام

یکی از موضوع‌های محوری بحث‌ها در فضای حقیقی و مجازی در «برهه‌ی حساس کنونی»، سرنوشت مذاکرات هسته‌ای است که گروهی بر آن، مذاکرات احیای برجام نام نهاده‌اند و گروهی دیگر مذاکرات رفع تحریم‌ها، که گاهی به مجادله نیز می‌انجامد. اهمیت این موضوع غیر قابل انکار بوده و تعیین تکلیف و کسب نتیجه از این مذاکرات، یکی از وظایف اصلی و اولویت‌دار دولت محترم به شمار می‌آید.

محتوای عمده‌ی بحث‌ها در بین مردم و نخبگان، بیش‌تر یا بر نقد و بررسی برجام و عملکرد گروه‌ها و افراد مذاکره‌کننده در گذشته و حال متمرکز است و یا به پیش‌بینی احیا یا عدم آن و نیز آثار احتمالی هر کدام، بر شئون مختلف زندگی ایرانیان، به‌ویژه از منظر اقتصادی می‌پردازد.

در این که هر کدام از این حوزه‌های بحث، اهمیت و ارزش فراوان داشته و سرشار است از نکاتی آموختنی، تردیدی نیست، اما مهم‌تر وحیاتی‌تر از همه، برنامه‌ی مدیران و مسئولان کشور برای مواجهه با هر کدام از  حالت‌های پیش‌بینی شده و مدیریت آثار آن است.
تجربه‌ی گذشته و حال نشان می‌دهد که در این خصوص جای نگرانی فراوان وجود دارد.

همگان می‌دانند که ایران و طرف‌های مذاکره دو راه بیش‌تر در پیش ندارند: ادامه‌ی مذاکرات و به ثمر رساندن آن که همانا رفع حداکثری تحریم‌های ذی‌ربط است و یا بستن پرونده‌ی مذاکرات و اعلام بن‌بست. این نکته نیز بدیهی است که تحقق هر دو حالت به اراده‌ی دو طرف یا طرف‌ها بستگی دارد و خطاست اگر پنداشته شود که سرنوشت مذاکرات صرفاً در دست ایران است.

باز تردیدی نیست که از بین دو حالت پیش‌گفته، به ثمر رساندن مذاکرات و رفع تحریم‌ها بهترین حالت برای ایران بوده و اساساً هدف اصلی مدیران کشور از تداوم مذاکرات همین بوده است و لذا وظیفه و مسئولیت مهم هر شهروند ایرانی در این مقطع، پشتیبانی از مذاکرات و تیم مذاکره کننده و برداشتن هرگونه مانع از پیش‌ پای مذاکره‌کنندگان است. تنها جنگ‌طلبان و یا فرصت‌طلبانی که میلیاردها دلار منفعت نامشروع از شرایط تحریم دارند، می‌توانند بر سر راه مذاکره‌کنندگان مانع‌تراشی کرده و به تعبیر مقامات رسمی دولت، مخالفان قدرتمند احیای برجام تلقی شوند.

 نکته‌ی اساسی این نوشته اما چیز دیگری است و آن عدم دسترسی به برنامه‌ی عملیاتی دولت است برای مدیریت حالت‌های پیش رو. نیاز مبرم این روزها، داشتن دو برنامه‌ی عملیاتی و دقیق برای سناریوهای احتمالی است. برخلاف آن‌چه تاکنون به گوش رسیده، معلوم نیست که برای گره نزدن معیشت مردم به برجام، کدام اقدام‌ها صورت خواهد گرفت، چگونه و در چه زمانی؟ از سوی دیگر باز مشخص نیست که اگر برجام احیا شد و تحریم‌های مربوط به آن نیز برداشته شد، برنامه‌ی اقدام و عمل برای استفاده از ظرفیت‌های به وجود آمده چیست؟

منطقی‌ترین کاری که امروز مسئولان سیاست‌گذاری و اجرا می‌توانند و باید به آن بپردازند، تدوین و اجرای برنامه‌‌ی عملیاتی، دست‌کم برای کوتاه مدت است جهت خروج اقتصاد کشور از وضعیت کنونی.
حتی اگر خوش‌بینانه، فرض را بر آن بگذاریم که مذاکرات در چند هفته‌ی آینده به ثمر می‌رسد و برجام تا قبل از پایان تابستان احیا می‌شود، باز بهره‌گیری واقعی از آثار عملی آن، تا پایان سال جاری، به حداکثر خود نخواهد رسید و تنها آثار روانی آن ممکن است نرخ ارز و برخی شاخص‌ها را طی چند هفته بهبودی نسبی ببخشد و در صورت نبود برنامه‌ای عملیاتی و اجرای دقیق آن، دوباره شاهد وخامت اوضاع و برگشت به وضعیت کنونی خواهیم بود.

تدوین برنامه‌ی عملیاتی واقع‌بینانه، دقیق و اثرگذار امری به غایت دشوار است و اجرای آن دشوارتر. مهم‌ترین نگرانی و مطالبه‌ی صاحب‌نظران و دلسوزان کشور در شرایط کنونی، باید تدوین و اجرای همین برنامه باشد، در غیر این‌صورت، نه نقد و کنارگذاشتن برجام فرجام نکویی خواهد داشت و نه احیای احتمالی آن. در این روزها پرسش‌های اصلی چنین‌اند: برنامه‌ی عملیاتی دولت محترم برای بهبود اقتصاد کشور و معیشت مردم تا پایان سال چیست؟ کدام شاخص‌ها، چقدر بهبود خواهند یافت؟ چگونه؟ در چه زمانی؟

ارائه‌ی پاسخ روشن به این پرسش‌ها وظیفه‌ی اولیه‌ در حکم‌رانی مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی است.

 

 

نویسنده: حجت‌اله صیدی

۱۵:۲۸ ,۱۴ مرداد ۱۴۰۱