بزک‌سازی

چند سال است به آفتی مبتلا شده ایم که اینک به محدوده بحرانی (خطرزا) خود رسیده است: گزارش غلط به مسئولان.

گزارش غلط دادن به مردم اگرچه مذموم و با مردم سالاری مغایر است و جلوه ای از پنهان کاری حکومت دانسته می شود، لااقل اثر آنی روی فروپاشی ندارد. متقابلا گزارش غلط به مسئولان  نتیجه بدیهی اش فروپاشی است. به شرح احوال نادرست به پزشک می ماند که او را دچار سردرگمی در تشخیص و نسخه نویسی غلط می کند. نتیجه اش هم معلوم است: پیچیده شدن بیماری و به‌تدریج محال شدن درمان.

گزارش غلط ، چهار سر دارد که در سیکلی خودافزا به تقویت همدیگر مشغول اند: خوش آمد مسئولان ارشد از دروغ شنوی (تاجایی که اطرافیان می گویند حال ایشان برای شنیدن خبرهای ناخوش، مساعد نیست!) ، آرزو را به جای برنامه قالب کردن، حذف دلسوزان و برکشیدن متملقان .

در تاریخ فروپاشی ها مثال های متعددی درباره بی میلی رهبران ارشد به دریافت گزارش های صحیح وجود دارد. در ماجرای چرنوبیل و انتشار رادیو اکتیوی ده برابر قوی تر از بمب اتمی هیروشیما، مدیر نیروگاه در اوکراین می دانست که رؤسای مسکونشین علاقه ای به شنیدن خبرهای بد ندارند و اگر او به این مقام رسیده بود یکی از دلایلش احتراز از ناخشنودکردن بالادستی ها بود. سوئدی ها (همسایه نیروگاه) با مشاهده سطح رادیواکتیو150 برابر حد مجاز و با محاسبات ساده روی جهت و سرعت باد، زودتر از مقامات شوروی به وقوع یک انفجار بزرگ اتمی پی بردند. این در حالی بود که وزیر خارجه شوروی (شوارد نادزه) حتی تا 48 ساعت پس از این فاجعه جهانی، از وقوع آن بی اطلاع بود.

اطلاعات، نقش بازخورد را در یک سیستم، بازی می کند ؛ هرچند بسیاری از کسانی که واژه سیستم را به کار می برند، معنای آن را نمی دانند! سیستم همان مستطیلی است که در دوره دبیرستان خوانده ایم و 3 جزء دارد : ورودی، خروجی و بازخورد. بازخورد، کلیدی ترین جزء آن است؛ درست مثل ترموستات که شیرِکنترل، مشخصات ورودی از جمله شدت جریان را کنترل می کند. وقتی ترموستات، درست کار نکند یعنی سیستم، کار نمی کند. به همین راحتی!

در سیستم های پیچیده (از جمله مدیریت جامعه) که متغیرهای ورودی و خروجی زیادی دارند تاخیر اطلاعاتی و یا اقتضایی و منعطف نبودن آن، سبب کژ کارکردی و سرانجام فروپاشی می شود.
مفهوم جدیدی در دنیای امروز به نام «قابلیت حکومت» مطرح شده که نماگری کامل در سنجش میزان رضایت مندی شهروندان به شمار می آید . این تعریف، جامع تر از شاخص های قدیمی نظیر دموکراسی و حکومت خوب (شایسته) است . تعریف یک خطی آن «تفاوت میان آن چه که روی کاغذ نوشته شده (دو ژور) با رخداد واقعی و قابل اندازه گیری (دو فاکتو) است». هر چقدر این فاصله بیشتر باشد نشان ناکارآمدی و بی عرضگی حکومت است که سبب اتلاف منابع، مهاجرت ، بی انگیزگی و انفعال ملت، نامرادی، در گِل گیرکردن و به اصطلاح بکسباد می شود که سرانجام به  شورش، کودتا، انقلاب یا فروپاشی می انجامد. دروغ سازان آماری و مدیرانی که راه سیستماتیکِ دریافت درست اطلاعات را به  روی خود می بندند مسببان این فاجعه قلمداد می شوند.

ما به یک دلیل تاریخی فرهنگی، صفات تفضیلی و عالی را دوست داریم! باز به یک دلیل تاریخی دیگر، می خواهیم یکجا جمع داشته های «همه خوبان» باشیم. به همین دلیل، سیاستگذار به جای طراحی درست و مجری به جای اداره درست، مشغول بزک کردن اند.

این بزک سازی، دو سویه دارد : یا فکر می کنیم عالم اجرا، خطابه و مقاله است و یا بدتر از آن، به ضرب پروپاگاندا می خواهیم آن را جا بیندازیم.

سند 1404 را ببینید . قرار بود تا کمتر از 4 سال دیگر، چند تا «اولین» و «بزرگترین» در منطقه باشیم. در سایر سندنویسی ها و مقررات گذاری هایمان هم دست کمی نداریم. سیاستگذار نباید عوام زده باشد. درست است که عوام فریبی اصلا قابل دفاع نیست اما عوام زده بودنِ رهبران یک جامعه به مراتب خطرناک تر است.

موفق ترین پوپولیست های عالـم، فرصت طلب بوده انـد، عـوام فریب بوده اند، اما هرگز عوام زده نبوده اند. لااقل خودشان می دانسته اند که دارند چه کار می کنند. استاد اردوکشی خیابانی اند اما مقهور نمایشی که خود راه انداخته اند نمی شوند! از قضا بسیار پر مطالعه و باهوش اند، متوهم نیستند و حلقه اول آنها هم نه مشتی خنگ و چلمن بلکه تیمی کاردان است. به همین جهت وقتی آدم های  فرصت طلب اما بیسواد و کم هوش خواسته اند نقش پوپولیست های موفق را بازی کنند به شکلی تراژیک یا مضحک فرو افتاده اند.

نیاز امروز به دیده بانانی که اظهارات و آمار را راستی آزمایی و سوت زنی کنند بیش از هر زمان است؛ چرا که «قالب کردن آرمان به جای برنامه» و «اطلاعات جعلی» متاسفانه در حال غلبه و همه گیری است. خروج از این سیکلِ خودکاهنده به تشویق منتقد نیاز دارد که خود وجهی از توسعه آزادی بیان است.

نویسنده: حسین انتظامی

۱۸:۲۷ ,۱۱ آذر ۱۴۰۰

ویدیو

عکس

اینفوگرافی