تفاوت خطبه امام جمعه تهران و مشهد

دیروز آقای سید احمد خاتمی در خطبه نماز جمعه تهران به آشوب‌ها و اغتشاشات اخیر حمله کرد، خواستار برخورد قاطع با عوامل آن شد؛ دشمن و اذناب داخلی‌اش را به باد انتقاد گرفت اما یک هوشمندی قابل اعتنا به خرج داد و آن اینکه هیچ حرفی از بدحجاب، بی‌حجاب و گشت ارشاد نزد. پیام او این بود که اصلاً دعوای موجود هرچه هست بین باحجاب و بدحجاب، و حتی با حجاب نیست...

بعد از نماز جمعه و در حین تظاهرات هم هیچ شعاری علیه بدحجاب و بی‌حجاب داده نشد. مردم تظاهرکننده در اطراف دانشگاه و خیابان‌های اطراف با خانم‌های متعدد بدحجاب که دنبال کار شخصی‌شان بوده‌اند مواجه شدند بی‌آنکه اعتراض و تعرضی به آنها شود.

این اتفاق در نماز جمعه مشهد نیفتاد و جناب آقای علم‌الهدی، امام جمعه آن شهر، نتوانست همچون امام جمعه تهران خویشتنداری کند و دوگانه با حجاب ـ بدحجاب را دامن نزند و از گشت ارشاد که این روزها خودی‌ها هم منتقد آن هستند، سخن نگوید.

******

واقعیت آن است که در حوادث اخیر، فوت خانم مهسا امینی و گشت ارشاد، تنها نقش یک جرقه را داشت و فهم اینکه «مهسا امینی بهانه است» هوش بالا نمی‌خواهد.

موضوع گشت ارشاد در یکی دو ماه گذشته محل بحث‌های فراوان بود اما متأسفانه نشانه‌ای که گواهی از حساسیت دستگاه‌های تصمیم‌گیر به سرنوشت آن داشته باشد، مشاهده نشد.

گشت ارشاد البته بحث امروز و دیروز نیست؛ سال‌هاست که موافقان و مخالفان درباره آن گفته‌اند و نوشته‌اند اما مسئولان سیاسی و انتظامی و فرهنگی ترجیح دادند از کنار آن رد شوند و مسکوتش بگذارند.

بحث حجاب و بدحجابی نیز همانند گشت ارشاد از موضوعاتی است که درباره آن خیلی حرف زده شده و کمتر به نتیجه رسیده است. اینکه رعایت حجاب طبق فتوای فقهای حاکم شرعی است و باید اجرا شود امروز به محل چالش تبدیل شده و نخستین پرسشی که (شاید متفکرانه هم به‌حساب نیاید) این است که چرا بسیاری از فتاوای فقها ازجمله درمورد ربوی بودن بانک‌ها جدی گرفته نمی‌شود اما در مورد حجاب اصرار بر رعایت آن هست.

با مراجعه به رساله عملیه فقها، می‌توان ده‌ها کار نهی‌شده را احصا کرد که عده زیادی از مردم و در تعاملات و کنش‌های اجتماعی و اقتصادی مرتکب آنها می‌شوند، اما هیچ حساسیتی به آن‌ها نشان داده می‌شود.

اخیراً بعضی افراد گفته‌اند رعایت حجاب چون قانون است باید اجرا شود. این حرف دردی را دوا نمی‌کند و می‌دانیم قانون‌های زیادی مانند ممنوعیت ماهواره، پابرجا هستند اما نیروی انتظامی چشم بر آن‌ها بسته است.

*****

قانونی که ده‌ها میلیون زن ایرانی آن را اجرا نمی‌کنند و از طرفی گهگاه و گزینشی اجرا می‌شود و مقبولیت ندارد، لابد باید از سوی عقلا مورد بازبینی قرار گیرد.

امروزه عرف جامعه ـ درست یا نادرست ـ رعایت کامل حجاب شرعی را برنمی‌تابد و بسیاری از زنان دست‌کم درباره موی سر، آن را رعایت نمی‌کنند اما قصد لجباری هم ندارند. فراوان دیده می‌شود در مراسم مذهبی مثل عزاداری‌ها، خانم‌های بدحجاب حضور و همین نشان می‌دهد آنها به مذهب ـ حداقل مذهب مناسکی ـ پای‌بندند.

اکنون و بعد از 43 سال بخواهیم یا نخواهیم و هر دلیلی برایش بیان کنیم یا بتراشیم، حجاب به آن دلیل که به امری سیاسی تبدیل شده به گره‌ای می‌ماند که با دست باز نمی‌شود و داریم آن را با دندان می‌گشاییم.

بنابراین حال که با پدیده‌ای سیاسی (و اجتماعی) مواجهیم، راه‌حل را تنها در فتاوای فقهی نمی‌توان جست. اهالی سیاست، جامعه‌شناسان، کارشناسان انتظامی و... باید برآیند دیدگاه‌هایشان را به تدبیر نزدیک کنند.

و نکته آخر آنکه افرادی که این روزها در خیابان‌ها دست به اعتراض می‌زنند غالباً متولدین دهه 80 و پایان دهه 70 هستند. برخورد با آنها صرفاً با بیان اینکه آنها آلت دست دشمن قرار گرفته‌اند، مشکل را حل نمی‌کند. نارضایتی آنها به‌عنوان نمونه‌ای از جامعه بزرگ‌تر، باید دقیق و علمی مورد مطالعه قرار گیرد.

5965

نویسنده: محمد مهاجري

۱۱:۵۲ ,۰۲ مهر ۱۴۰۱

آخرین یادداشت‌های محمد مهاجري