تیم ملی تیم مردم است

1.     روزی که شبکه 3 تلویزیون، عادل فردوسی‌پور را از آنتن صداوسیما حذف کرد یادتان هست؟

با حذف عادل، برنامه نود از ذهن مردم پاک شد و چه بسیار شهروندانی که هفته‌ای یک شب وقتشان را پای تلویزیون می‌گذراندند تفریح دیگری را جایگزین کردند. خیلی از آنها به فضای مجازی پناه بردند و گروهی هم به تلویزیون‌های بیگانه.

آن اقدام ناخوشایند، دلخوشی میلیون‌ها ایرانی را گرفت و شبکه 3 خیل عظیمی از تماشاگرانش را از دست داد. اما چه کسی ضرر کرد؟ عادل؟ صداوسیما یا مردم؟

عادل اتفاقاً بعد از آن اتفاق بر محبوبیتش افزوده شد. کنش منطقی و غیراحساسی مجری پراحساس، او را به اسطوره تبدیل کرد؛ چون بی‌گدار به آب نزد، به کسی بدوبیراه نگفت و باوقار و وزین باقی ماند.

تلویزیون اما باخت. حضور عادل روی آنتن، همیشه برای شبکه 3، چند گلِ حساب می‌شد. بعد از حدف عادل، شبکه 3 رفت توی آفساید!

و زیان‌کننده بزرگ، مردمی بودند که فوتبال را دوست داشتند و حالا از جذاب‌ترین برنامه تلویزیون محروم می‌شدند.

2.    فوتبال عشق خیلی‌هاست. هیجان می‌آفریند، غرور برمی‌انگیزد، نشاط می‌آورد، پمپاژ جوانی و سرور می‌کند و خیلی چیزهای دیگر. اگر پای تیم ملی در میان باشد همه این ویژگی‌ها با هم درمی‌آمیزد.

این حق مردم است که با فوتبال، حالشان خوب شود. به‌خصوص که این روزها با مشکلات فراوان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حال مردم خوب نیست. تب‌دار است. خسته است، آشفته و کسل است. اتفاقات یکی دو ماه اخیر هم قوز بالای قوز شده و قصه‌ای پرغصه ساخته است.

فوتبال یکی از معدود پنجره‌هایی است که باز مانده تا از آن نسیمی هرچند گذرا به تن خسته و رنجور جامعه بوزد و حالش کمی بهتر شود. چرا باید جلوی این نسیم را گرفت؟ چرا عده‌ای به خودشان اجازه می‌دهند که چند ساعت حال خوب را از مردم دریغ کنند؟ کسانی که می‌گویند تیم ملی نباید به قطر برود یا اگر برود باید حاشیه برای آن درست شود، فرقشان با کسی که عادل را از آنتن حذف کرد چیست؟ اینکه بدتر از حذف عادل است.

3.    اینکه با این دولت و حتی بالاتر با نظام سیاسی کشور مشکل داریم، چه مجوزی می‌آفریند که مردم را در آتش غیظ و غضب بسوزاند؟ دولت ضعیف است، درست؛ وزارت ورزش بد عمل کرده، قبول؛ نیروهای سیاسی خرابکاری کرده‌اند، درست؛ به ریز و درشت مدیران کشور اعتراض وارد است، قبول. اما اینکه کشور با این همه مشکل و کمبود، نباید با فوتبال نفس بکشد، با چه منطقی پذیرفتنی است؟ شخصاً برای آقای یحیی گل‌محمدی به‌عنوان بازیکن و مربی و سرمربی پیشکسوت فوتبال احترام قائلم. چه‌بسا با بسیاری از دغدغه‌هایش همراه باشم اما وقتی او دارد به حریف پاس گل می‌دهد به چه دلیل باید تشویقش کنم، برایش هورا بکشم و دست بزنم؟

مگر نه اینکه می‌گوییم فوتبال و در مقیاس بالاتر، ورزش نباید سیاسی شود؟ مگر نمی‌گوییم ورزش فراتر از حکومت‌ها و قدرت‌ها و دولت‌هاست؟ مگر نه اینکه ورزش و به‌خصوص فوتبال، راهی است برای نزدیک‌شدن ملت‌ها؟

اگر جواب مثبت است پس به خودمان گل نزنیم. فوتبال حق مسلم ملت و به‌خصوص جوان‌ها و نوجوان‌های مملکتمان است. هر چیزی که بخواهد این حق را از مردم بگیرد، ناحق است.

5965

نویسنده: محمد مهاجري

۱۳:۵۳ ,۲۵ آبان ۱۴۰۱

آخرین یادداشت‌های محمد مهاجري