خروج از ان.پی.تی؛ آیا پیش‌بینی‌پذیری ایران روبه‌پایان است؟

روندهای سیاسی در آمریکا به‌گونه‌ای متنوع، پیچیده و گاه متعارض با یکدیگر است که می‌تواند  به تحلیل و برداشت‌های بعضاً دور از واقعیت منتج شود.

چنین وضعیتی بر طراحی و تصمیم‌سازی کوتاه، میان و بلندمدت این کشور تأثیرگذار بوده است و شاید ازهمین‌رو است که آمریکایی‌ها تقریباً برای مواجهه با یک مسئله در سیاست خارجی، چند سناریوی بعضاً متعارض را به‌صورت همزمان پیش می‌برند. جمله «همه گزینه‌ها روی میز است» که بعضاً همه رؤسای‌جمهور آمریکا نیز از آن به وفور استفاده کرده و می‌کنند، می‌تواند ناظر بر همین رویه باشد.

این واقعیت، باید ما را هم وادارد تا در مواجهه با آمریکا، به یک تحلیل و یک برداشت صرف از رفتار واشنگتن اکتفا نکنیم. به دیگر معنی وقتی برای حل یک مسئله از نگاه آمریکا، تنها یک راه‌حل وجود ندارد، طبیعی است که برای طرف مقابل نیز باید مجموعه‌ای از گزینه‌ها مطرح و برای هریک از آنها به‌طور حساب‌شده پاسخی مهیا شود.

اینکه هر گزینه چه وزن و اعتباری دارد؟ سؤالی است که پاسخ دادن به آن راحت نیست اما اگر فرض مطرح‌شده مبنی‌بر پیش بردن همزمان چندین سناریو برای حل یک مسئله از سوی آمریکایی‌ها درست باشد، دست‌کم باید به همه گزینه‌های روی میز، وزن یکسانی داده شود. با این حساب طبیعی است که دیگر نمی‌توان یک گزینه از میان گزینه‌های مطرح را انتخاب و با ضرس قاطع گفت آمریکا قطعاً به‌دنبال این گزینه خاص است.

از این منظر، آمریکا همانقدر که به‌دنبال حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران از طریق میز مذاکره است، به همان اندازه از طریق اعمال فشار و توسل به زور نیز چنین هدفی را دنبال می‌کند که این آخری خود مشتمل بر روش‌های مختلفی از جمله تحریم‌های فلج‌کننده، کارزار فشار حداکثری، کارزار بی‌اعتبارسازی، امنیتی‌سازی و بدنام‌سازی ایران در افکارِعمومی داخلی و بین‌المللی، فشار حقوق بشری، تحریک به اعتراضات داخلی، استفاده از جریان نفوذ برای خرابکاری و وارد آوردن فشار،... و نهایتاً توسل به حمله نظامی است.

براین‌اساس، تصور اینکه آمریکا علاقه‌مند و شیفته توافق با ایران یا محتاج به توافق با ایران است، همانقدر موهوم، نادرست و موجب سوءبرداشت است که تصور شود آمریکا صرفاً به دنبال توسل به زور، حمله نظامی و براندازی از هر طریق ممکن است. گزار دقیق‌تر این است که آمریکا ملغمه‌ای از هر دو را به خدمت می‌گیرد. تجربه تاریخی مذاکره‌گران بزرگ آمریکایی نیز نشان می‌دهد که همواره از همه اهرم‌ها ـ به‌صورت همزمان ـ اعم از مذاکره و توسل به زور برای رسیدن به هدف خود بهره جسته‌اند.

در چنین محیط چندوجهی و ترکیبی، ناگزیر سطح پاسخ ما نیز باید ترکیبی از تعامل (پاسخ مناسب به دیپلماسی) و بازدارندگی (پاسخ به تهدید) باشد. به دیگر معنی هر کجا رفتار دیپلماتیک دیده شود، باید با تعامل به آن روی خوش نشان داده شود و هر کجا رفتار تهدیدآمیز و یا حرکت به‌سمت توسل به‌زور دیده شود، بازدارندگی و پاسخی درخور آن تدارک دیده شود.

واکنش ایران به قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را می‌توان از همین منظر ارزیابی و آن را قابل‌تأمل دانست. به‌رغم اینکه ایران حساب رافائل گروسی، مدیرکل آژانس را از کلیت آژانس به‌عنوان یک نهاد بین‌المللی جدا دانسته و او را متأثر از لابی صهیونیست برای منحرف کردن پرونده هسته‌ای ایران از مسیر حقوقی و سیاسی خود به دهلیزهای بی‌سرانجام امنیتی می‌داند، ناگزیر از پاسخی بازدارنده و درخور اقدام شتابزده، تحریک‌آمیز، غیرضروری و غیرمسئولانه مدیریت ارشد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در فراهم کردن شرایط برای صدور قطعنامه علیه کشورمان می‌داند.

با این همه، به‌نظر می‌رسد به‌رغم اظهارات تند مطرح‌شده از سوی برخی کنشگران سیاسی مبنی‌بر لزوم خروج ایران از ان.پی.تی، تهران هنوز به چنین جمع‌بندی و تصمیمی نرسیده باشد؛ زیرا دراین‌صورت به‌معنی بسته‌شدن باب دیپلماسی و تعامل خواهد بود. این در حالی است که ایران همان‌طور که همیشه نشان داده در مواجهه با برخوردهای ظالمانه و غیرقانونی نیز هیچ‌گاه در مسیری که برخی بازیگران بدسگال و هرج‌ومرج‌طلب آرزو داشته‌اند نیفتاده است.

درعین‌حال نمی‌توان از این مهم غافل شد که رفتارهای غیرمسئولانه برخی مسئولان نهادهای بین‌المللی یا برخی از دول طرف مذاکره هسته‌ای با ایران، نهایتاً ممکن است پیش‌بینی‌پذیری تهران در خصوص موضوعات هسته‌ای را از بین ببرد که دراین‌صورت پرسش این خواهد بود که آیا خروج از ان‌.پی‌.تی تنها اقدام خواهد بود؟

5965

منبع: خبر آنلاین

نویسنده: محمدرضا نوروزپور

۰۹:۳۲ ,۲۳ خرداد ۱۴۰۱