موریانه‌‌ها

خویشاوند‌سالاری در تقابل با شایسته‌سالاری پدیده‌ی جدیدی نیست. در طول زمان‌های مختلف، از سال‌های بسیار دور تا همین امروز، کشورها درگیر پدیده‌ی "favoritism" بوده‌اند و واکنش‌های مختلفی به این امر نشان داده‌اند.

‌‎جوامعی در دنیا وجود دارند که نظام‌های اجتماعی‌شان اصالتاً مبتنی‌بر ساختارهای خویشاوندی و قبیله‌ای‌ است؛ در نتیجه خویشاوندسالاری نه‌تنها مذموم نیست؛ بلکه همان‌گونه که در عربستان یا هندوستان قابل‌مشاهده است به عنوان روندی مطلوب در فرایند سامان دادن به امور نیز تلقی می‌شود.

در این ساختارهای اجتماعی غالباً روابط سرور ـ پیرو (Patron-Client) حاکم است که در آن افراد براساس روابط شخصی گزینش می‌شوند و به حلقۀ صاحب‌منصبان راه پیدا می‌کنند.

در واقع خون و رابطه ‌است که تعیین می‌کند چقدر روی سرنوشت دیگران تأثیرگذار خواهید بودید؛ فارغ از اینکه چه هستید!

‌‎اما در مقابل جوامعی که موفق شده‌اند برمبنای عقلانیت صوری و رویه‌ای، شایسته‌سالاری را در نظام‌های دیوان‌سالاری خود برقرار کنند این پدیده‌ها را مذموم و منفی تلقی می‌کنند و تمام قوا را برای مبارزه با آن بسیج می‌کنند.

در این جوامع که روند حاکمیت بیش از هر چیز به پشتوانه‌ی دموکراسی، مردم و سرمایه اجتماعی بنا نهاده شده؛ ترجیح خون یا رابطه بر شایستگی، از مواردِ بارزِ فساد شناخته می‌شود.

همه می‌دانیم که در جوامع مبتنی‌بر مردم، شیوع فساد، مانند حمله‌ی موریانه‌های گرسنه به پایه‌های حاکمیت است. فقط باید حواسمان باشد که فساد چهره‌های مختلف دارد و همه‌ی چهره‌های آن ویران‌کننده است!

‌‎مبارزه با فساد به‌طور عام و خویشاوندسالاری و دوست‌گماری به‌طور خاص، نیازمند فرهنگ و گرایش عمومی در سطح جامعه و فرهنگ مدیریتی و سیاسی نزد نخبگان سیاسی است که نسبت به «همه‌»ی اقدامات فسادآمیز حداقل بدون تسامح رفتار کند.

موریانه‌ها قادرند به‌سرعت ولی بدون کمترین بروز ظاهری، یک سیستم را بِجَوند و در نهایت تلی از خاک تحویل دهند.

مراقب موریانه‌ها باشیم…

5965

نویسنده: محمدجواد آذری‌جهرمی

۱۳:۴۰ ,۲۲ آبان ۱۴۰۰

ویدیو

عکس

اینفوگرافی