هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

گزاف نیست اگر بگوییم ریشه بسیاری از سوءتفاهم‌ها و برداشت‌های ناصواب و دوقطبی‌های تفرقه‌افکن و بحران‌های اجتماعی در این سال‌ها ناشی از ناباب و نابجا سخن‌گفتن برخی از سیاست‌مداران هیجان‌زده، صاحب‌منصبان خطیبان، مداحان، سخنگویان و حامیان و طرفداران آنهاست؛ وقتی به عواقب سخنان خویش آگاهی ندارند یا با توهین به شخصیت‌های سیاسی، دانشگاهی، فرهنگی و هنری در‌صدد تحریک گروهی از مردم برمی‌آیند؛ سخنانی که بوی توهین و تحقیر، هشدار و زهرچشم و حتی تهدید و انتقام می‌داد. آنجا که مردم را خس و خاشاک نامیدند و راه توهین و تحقیر را باز کردند، آنجا که گفتند: «آن ... را لولو بُرد» و بی‌ادبی را رایج کردند، آنجا که خود را در هاله نور دیدند و باورهای قدسی را به داستان‌های عوامانه و خرافی تقلیل دادند، آنجا که سخنانی زمینه‌ساز ریختن اسید به چهره دختران بی‌گناه اصفهانی و گاز فلفل به چشمان دختران فوتبال‌دوست مشهدی شد، آنجا که از تحصیل برخی پذیرفته‌شدگان در دانشگاه ممانعت شد و پیگیر ممنوع‌الخروجی فارغ‌التحصیلان شدند و ده‌ها مثال دیگر که در این مقال نمی‌گنجد.

سخنان سخیف و تهدیدآمیز در برابر جامعه‌ای که یکی از نقاط ضعفش زودباوری، هیجان و جوش زودهنگام است، نشان می‌دهد برخی هنوز فرهنگ جامعه‌ای را که بر آن مدیریت می‌کنند، خوب نمی‌شناسند و آن را مدام تحریک می‌کنند. از مخالفان و معاندان فراری که توقعی نیست اما از کسانی که مدعی درک محضر بزرگان هستند یا دوره‌های استراتژیک را گذرانده‌اند این‌گونه سخن‌ها بعید است! آیا در این دوره‌ها یاد نداده‌اند که با زبان نرم و حُسن بیان و به تعبیری با زبان خوش می‌توان مار را از سوراخ درآورد؟ آیا نمی‌دانیم افکارِعمومی را می‌توان با تحلیل دقیق، گفتمان سلیم و صادقانه آرام کرد؟ چرا برخی تصور می‌کنند آنچه می‌اندیشیند را باید بی‌درنگ به زبان جاری کنند؟ بسیاری از دعواهای مشمئزکننده سیاسی و دوقطبی‌های حیدری ـ نعمتی حاصل همین درازگویی‌ها، نسنجیده و بی‌موقع سخن‌گفتن‌هاست. زبان تا در نیام دهان است، عنانش در اختیار است و وقتی بیرون جَست، عنانش از دست می‌رود و جمع‌و‌جور‌کردن آن دشوار و گاه بعید است. اهل دانش و درایت معمولاً با متانت و فروتنی و از سر صدق و سیاست، کوتاه و مفید و به‌موقع سخن می‌گویند.

باید همه یاد بگیریم چگونه موجز و مختصر، کافی و وافی، جامع و مانع، ارزشمند و زیبا سخن بگوییم و بنویسیم و برای چنین مهارتی نیاز به آموزش هست، نیاز به فروتنی و نصیحت‌پذیر‌بودن، نیاز به اندیشیدن و مشورت‌کردن داریم. زبان نیکو و بیان سنجیده گره‌های کور را باز می‌کند. تساهل و تسامح در برابر افکار و عقاید متنوع و متکثر، جامعه را آرام می‌کند و در مقابل تعصب کور و شاخ و شانه کشیدن به التهاب و بحران می‌افزاید. این حقیقت بارها در ایران ما و دیگر ممالک و در همه انواع حکمرانی آزموده شده و جای تردید ندارد. بدانید و آگاه باشیم که وقتی در حال مناظره یا پشت تریبون به درشتی سخن می‌گوییم، عده‌ای در پایین برایمان هورا می‌کشند‌. اینها چاپلوسانی هستند که تشویق‌شان توهم‌زاست و ما را از عواقب سخنان نسنجیده و نابجا غافل خواهد کرد. اینها به ما خواهند گفت: «چه خوب جواب‌ دادید! چه خوب دیگران را ضایع کردید! چه قاطعانه در دهانشان زدید!» و ما شاید باور کنیم! پس مراقب باشیم با طناب کسی به چاه نرویم، با نمط اینان طی طریق نکنیم. به صورت متملقان خاک بپاشیم.

برای شنیدن نصایح اهل فضل و فرهنگ سعه‌صدر داشته باشیم که نصیحت‌پذیر‌بودن در کلام امیر مؤمنان علی‌(ع) نشانه عاقل‌بودن است؛ «العاقِلُ مَنِ اِتَّعَظَ بِغَیره».

5965

نویسنده: سیدجمال هادیان طبائی زواره

۱۲:۲۰ ,۱۴ آبان ۱۴۰۱

آخرین یادداشت‌های سیدجمال هادیان طبائی زواره