پارتی‌بازی فامیلی؛ بلای جان دولت‌ها

راه‌ چاره‌ای که برای پایان دادن به سلسله‌ دغدغه‌های همیشگی‌ای که در ایران و در دولت‌های مختلف وجود داشته است، «نظام مدیریت پاسخگو» است.

مثلا این روزها بحث‌ می شود که یکسری انتصاب‌های فامیلی دارد صورت می‌گیرد، در گذشته و  در دولت‌های مختلف هم این کار با شدت و ضعف، صورت گرفته است. از انتصاب‌های فامیلی بدتر، صدور مجوزهای فامیلی، وجود رانت‌های فامیلی و یکسری تبانی‌هاست. حتی می توان گفت پارتی‌بازی‌های فامیلی و مسائلی از این قبیل همه آفت مدیریت هستند.

شاید اتفاقا کم‌خطرترین بخش از نظام مدیریت سلیقه‌ای، فامیلی، جناحی و رفاقتی همین عزل و نصب‌هایی است که به‌خاطر نسبت‌های فامیلی  می‌شود، خیلی زود هم لو می‌رود.

برای اینکه برای همیشه به این بحث‌ها پاسخ داد، به‌نظر من باید یکی از شاخص‌های اصلی حکمرانی خوب در دنیای امروز را در ایران پیاده کرد و آن «نظام مدیریت پاسخگو» است. من در مجلس دهم این طرح را در سامانه‌ قانون گذاری مجلس بارگذاری کردم و بیش از 70 نفر از نماینده‌ها هم «طرح نظام مدیریت پاسخگو» را امضا کردند؛ ولی با سه جریان حاکم بر مجلس خیلی رایزنی کردم، چرا که خودم جزو هیچ کدام از این سه جریان نبودم، رایزنی بسیاری کردم و عملا مسئولان شاخص این جریان‌ها تاکید می‌کردند که این طرح یک طرحِ بسیار خوبی است، ولی تلویحا می‌گفتند به‌دلیل اینکه اجرای آن در ایران سخت است حاضر نبودند به‌صورت جناحی، جریانی و فراکسیونی از طرح حمایت کنند.

بر همین اساس، من بر این باور بودم که طرح‌هایی را باید در مجلس مطرح کرد که حداقل حمایت را داشته باشد، لذا این طرح را، دیگر مطرح نکردم ولی در سامانه‌ی قانونگذاری مجلس باقی ماند. امیدوارم یک زمانی تبدیل به قانون بشود. هرچند که معفتد هستم که در مجلس یازدهم هم تبدیل به قانون نخواهد شد؛ اما، دولت‌ها می‌توانند این کار را در در مرحله اجرا قرار دهند.

اساس این طرح که یکی از ویژگی‌های حکمرانی خوب هست، در شرق آسیا مشخصا شکل گرفت و در کشورهایی مثل ژاپن و چین در دهه‌های 1950، 1960 و به‌ویژه 1970 شکل گرفت. در چین تاکید شد که هر استانداری که نتواند در طول دو سال متوالی رقم رشد اعلام‌شده در قانون برنامه‌ی آن کشور را تامین کند، به‌صورت خودکار عزل خواهد شد حالا این استاندار فامیل هر شخصی باشد و یا عضو هر جریان یا جناحی باشد. آن هم در چین که به‌رغم کنگره‌ی چندهزارنفری‌اش، فقط 200 نفر staff committee یا آن کمیته‌ی اجرایی را در اختیار دارند و اینها از حزب کمونیست چین کارها را انجام می‌دهند؛ ولی در زمینه‌ی ارقام توسعه تعارفی ندارند.

در یک چنین شرایطی دیگر در اداره‌ی حکمرانی خوب که ما در 10 کشور شرق آسیا الگوی موفق آن را داریم، عملا سیاستمداران و نخبگان سرودست نمی‌شکنند برای اینکه منصب سیاسی مدیریتی بگیرند و حتی درواقع نوعی دغدغه‌ دارند چون وقتی نتوانند به تکلیف توسعه‌ای خودشان عمل کنند، فامیل هر شخصی که باشند و عضو هر جناحی که باشند حتما باید کنار بروند.

ولی در ایران به‌رغم اینکه ما در قانون برنامه، احکام رقمی داریم مثلا رشد اقتصادی 8 درصد، کاهش بیکاری 7 درصد، رشد صنعتی 8 درصد و افزایش سهم تغییرات بالای 4 درصد. اما،  در طول دوران سیاسی کشور هر جناحی که می‌آید یکسری مدیران هستند که به هر حال کاملا مشخص است که دوباره منصب می‌رسند.

لذا عملا در ایران روسای‌جمهور برای اقناع یا ارضاء شهوت جاه‌طلبی و مناصب سیاسی رفقا، هم‌جناحی‌ها و بعضا فامیل‌ها مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرند و بلافاصله در ابتدای دورانشان هم به‌ویژه این کارها صورت می‌گیرد چون درواقع مست و مغرور از پیروزی هستند، به‌راحتی کنار می‌آیند و توجیه می‌کنند.

امروز توجیه آقای رئیسی به‌نظر من با شأنی که ایشان از دولتش تعریف کرده اصلا همخوانی ندارد. ایشان به جای اینکه قول بدهد برای اینکه مانع انتصاب‌های فامیلی در دولتش بشود، توجیه کرد و گفت مقایسه کنید در دولت‌های دیگر که ما کمترین انتصاب فامیلی را داشتیم. دولت‌های دیگر اگر خوب بودند که نوبت به آقای رئیسی نمی‌رسید.

همین ضعف در دولت آقای روحانی به‌گونه‌ای دیگر وجود داشت. در دولت آقای روحانی شماری از مدیران پیرشده‌ای بودند که عقده‌ی برکناری غیرمحترمانه توسط دولت احمدی‌نژاد را داشتند تکرار می‌کنم؛ شماری از مدیران پیرشده‌ای که عقده‌ی برکناری غیرمحترمانه توسط دولت‌ آقای احمدی‌نژاد را داشتند، آنها بلافاصله برای ارضای عقده‌های خودشان روی کار آمدند، فامیل‌های خودشان و دوستان خودشان ... دولت آقای روحانی بیشتر به‌ویژه دولت دوستان بود.

کسانی که بعضا بیماری‌هایی را داشتند؛ که هر بیماری‌اش برای بازنشستگی مادام‌العمر یک مدیر میانی کافی بود، پنج یا چند پُست عالی کشوری را داشتند. قرار نیست دولت آقای رئیسی همین ادعا را تکرار کند. ضعفی که دولت آقای رئیسی دارد به‌نظر من این هست که به اسم جوان‌گرایی عملا خانواده‌گرایی را یکسری افراد دارند دنبال می‌کنند. ضعف سواد مدیریتی در دولت آقای رئیسی مشهود است و این ضعف عملا خودش را دارد در جنبه‌های مختلف به‌ویژه در جنبه‌هایی که ادعای زیادی در کاندیداهای خود آقای رئیسی و کاندیداهای نزدیک ایشان وجود داشت، مشخص هست.

به هر حال ما می‌بینیم چند کاندیدا شرکت کرده بودند که تقریبا همه‌ی اینها غیر از سه کاندیدای نزدیک به اصلاح‌طلبان آقای همتی و آقای مهرعلیزاده و یا آقای جلیلی، تمام کاندیداهای دیگر منصب دولتی گرفتند. به برنامه‌های این کاندیداها که نگاه می کنیم، همه‌ی اینها برنامه‌هایی برای نجات کشور داشتند که بعضی می‌گفتند در سه روز، بعضی می‌گفتند در سه ماه و صد روز و بعضی می‌گفتند در یک سال یا حداکثر دو سال مشکل اقتصاد کشور را حل می‌کنیم؛ ولی از وقتی روی کار آمدند مشکلات اقتصادی کشور بدتر شده و هنوز ماحصل تقسیم مناصب سیاسی و مدیریتی تمام نشده است.

به هر حال یک واقعیتی وجود دارد و آن هم این است که در ایران چون نظام مدیریت پاسخگو وجود ندارد، عملا مدیران مطمئن هستند که یک دوره‌ی حداقل 4 سال و یا طبق روال تاریخی 8 سال مناصب خودشان را همانند وزرای قبلی با بی‌کفایتی تمام ادامه خواهند داد. عملا کمتر وزیری در دولت‌های گذشته ارقام توسعه‌ای خودش را توانسته تامین کند، ولی 8 سال یا 4 سال را ماندند مگر اینکه مغضوب شخص رئیس‌جمهور یا جریانات داخلی خودشان شده باشند، وگرنه به‌راحتی 8 سال عمر مدیریتی کشور را کُشتند و درواقع تنها چیزی که تامین نشد همان شاخص‌های آماری بود.

لذا اعتقاد من بر این است که هیچ دولتی مقدس نیست. متاسفانه، برخی از افراد این ضعف‌ها را می‌بینند، به گردن مردم می‌اندازند، برخی مدعی هستند دارند زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم می‌کنند که این توهین به عقاید دینی ملت است. ملت به راحتی می‌بینند که زندگی اقتصادی کشور مدام بدتر می‌شود و نوعی سردرگمی‌ها در نظام مدیریت اقتصادی تا سیاست خارجی وجود دارد و به اسم جوان‌گرایی، به اسم انقلابی‌گری و با اسامی خوب و شیرین دیگر این کارها صورت گرفت. آقای رئیسی باید در همین دوران ابتدایی فکر اساسی صورت بدهد.

در نظام مدیریت فرانسه از مدیران مخالف و منتقدی که اینها از تجربه‌ی قابل‌دفاع مدیریتی برخوردار هستند، بسیار استفاده می‌شود و این کار قابل‌توجیه است. دولت‌ها در نهایت با کارنامه‌هایشان شناخته می‌شوند؛ وگرنه آن کسانی که 8 سال عمر دولت‌ها را کُشته‌اند، رانت‌های خودشان را استفاده کرده‌اند، فامیل‌های خودشان را قانع کرده‌اند، دامادهای خودشان را فربه کرده‌ اند و بعضی‌ها اختلافات باجناقی خودشان را با تقسیم مناصب مدیرتیی در کشور حل می‌کنند. اینها ضعف‌های اساسی است که درنهایت باید این ضعف‌ها را با یک نظام مدیریت پاسخگو برطرف کرد. به‌طوری‌که آن موقع مدیران از منصب به‌عنوان نه یک موهبت و بخشش 8 ساله؛ بلکه به‌عنوان یک مسئولیتی که هر ساله در قبال ارقام و احکام آن باید پاسخگو باشند، استفاده می‌کنند و آن موقع خود کشور ثمره‌ی چنین نظامی را تحت‌عنوان «نظام مدیریت پاسخگو» خواهد دید.

* نماینده ادوار مجلس

 

نویسنده: حشمت‌الله فلاحت‌پیشه

۱۲:۱۰ ,۲۹ آبان ۱۴۰۰

آخرین یادداشت‌های حشمت‌الله فلاحت‌پیشه