بهره وری حاصل از اقتصاد دیجیتال ، چه زمانی و چگونه ؟

می خواهیم به صورت مختصر و ساده به این مساله بپردازیم که بهره وری حاصل از اقتصاد دیجیتال چه زمانی و چگونه خود را نشان می دهد و مقایسه ای تاریخی انجام دهیم در مورد آنچه  ابداع و اختراع فناوری های تحول آفرین مانند موتور بخار، برق و بعدها ظهور  عصرکامپیوتر و IT، در بهره وری کشورها ایجاد کردند و تخمین و گمانه زنی ای انجام دهیم در مورد فناوری های پیشرفته دیجیتالِ نوظهورِ امروز، مانند هوش مصنوعی ، پردازش ابری ، 5G ،  اینترنت اشیاء و غیره.

بین سال های 1947 تا 1973 ، نرخ رشد متوسط بهره وری در آمریکا حدود 2.8 درصد بود اما بعد از آن اقتصاد آمریکا و اکثر کشورهای عضو سازمان همکاری های اقتصادی (OECD) ، شاهد کاهش رشد قابل توجهی در بهره وری بودند؛ به جز دوره کوتاهی ،  که به لطفِ بهره وری حاصل از عصر اینترنت ، بین سال های 1996 و 2004 که شاهد رشد بودیم.

اما در 15 سال گذشته ، با وجود پیشرفت های بی وقفه در فناوری های دیجیتال از جمله گوشی های هوشمند و اینترنت پهن باند، پردازش ابری، یادگیری ماشین و سایر فناوری های ، رشد بهره وری ، فقط حول و حوش رقم غیر قابل توجه 1.3 درصد بین سال های 2006 تا 2019 بوده است و این روند و الگو در اکثر کشورهای توسعه یافته هم تکرار شده است.

این همان چیزی است که در ادبیات این حوزه از آن تحت عنوان پارادوکس بهره وری یاد می کنند. اما دلیل این پارادوکس چیست و چه زمانی ممکن است خاتمه یابد؟

اکثر سنجه های اندازه گیری عملکرد اقتصاد که توسط مقامات رسمی ، جهتِ سیاست گذاری و تصمیم گیری مورد استفاده قرار می گیرد همان تولید ناخالص داخلی معروف یا GDP است.؛ اما این سنجه یادگار و بازمانده ای از عصری است که تولید (Manufacturing) ، غالب بود که درآن حالت ،  اندازه گیری تولید کالاهای فیزیکی بسیار آسان تر بود.

اما GDP در عصر اقتصاد دیجیتال، سنجه کمتر قابل اتکایی است؛  هم برای اندازه گیری ستانده اقتصاد و هم برای اندازه گیری بهره وری. اما چرا ؟ به این دلیل که در عصر اقتصاد دیجیتال ، خدمات (Service) نقش بسیار بزرگتری در اقتصاد ایفا می کنند و در معرض تغییرات قابل توجه تری از نظر ارزش و کیفیت هستند.

مثلا چگونه می توان ارزش میزان در حال افزایش کالاهای رایگان قابل دسترس در اینترنت را محاسبه کرد؟  کالاهایی همچون مقالات ویکی پدیا، تعاملات اجتماعی از طریق فیسبوک ، نرم افزارهای منبع باز مانند لینوکس و اندروید ، ویدیوهای یو تیوب و دهها مثال دیگر.

از آنجا که همه این خدمات رایگان هستند ، در اندازه گیری GDP لحاظ نمی شوند. به علاوه خیلی از خدماتی که قبلا برای آنها هزینه پرداخت می کردیم اکنون کاملا یا تقریبا رایگان شده اند از جمله تماس های تلفن راه دور، اخبار، نقشه ها و مسیریابی ، و موسیقی.

برخی اقتصاد دان ها این طور استدلال می کنند که تکنولوژی های فعلی دیجیتال ، آن گونه که  شاید و باید تحول آفرین نیستند . به عبارت دیگر یعنی میزان و درجه  تحول آفرینی آنها،  شبیه آنچه مثلا در دوره های بین سال های 1870 تا 1970 شاهد بودیم و رشد بهره وری بالایی را تجربه کردیم نیستند. چهره شاخص این دسته از اقتصاد دان ها، آقای رابرت گوردون است که معتقد است که شاید رشد بلند مدت اقتصاد اصولا متوقف شده است وبا این روند احتمالا رشد اندکی در آینده هم خواهیم داشت؛ اما حتی افرادی شکاک مانند گوردون هم می پذیرند که همه گیری اخیر ، تاثیر مثبتی روی بهره وری داشته است که به دلیل شتاب گیریِ دیجیتالی شدن کارها و سازماندهی مجدد کارها به دلیل همه گیری اخیر بوده است.

سومین تبیین و توضیح برای پارادوکس بهر ه وری که جذاب تر و قانع کننده تر به نظر می رسد این است که اگرچه تکنولوژی ها سریع رشد می کنند اما انسان ها و نهادها خیلی کُند تغییر می کنند. مثلا می توان دو فاز سرمایه گذاری و برداشت حاصل از آن را در چرخه فناوری های تحول آفرین تاریخی ردگیری و   احصا کرد و برشمرد. از آنجا که این نوع تکنولوژی ها ماهیتا عمومی یا همه منظوره هستند، نیازمند سرمایه گذاری وسیع ِمکمل برای محقق شدن منافع کامل شان می باشند از جمله این که نیازمند محصولات جدید، فرایندهای جدید، مدل های کسب و کار جدید و مهارت های جدید در نیروی کار هستند.

هر چه فناوری مد نظر تحول آفرین تر باشد، زمان بیشترو طولانی تری برای رسیدن به فاز برگشتِ نتایج آن لازم است و تنها در آن هنگام این فناوری به طور وسیع توسط شرکت ها و صنایع مورد پذیرش و کاربرد قرار خواهد گرفت. بنابراین تبدیل و ترجمه پیشرفت فناوری به بهره وری ، مستلزم تحولات عمده در استراتژی، سازماندهی و فرهنگ نهادها است و این اتفاق بعد از ظهور IT و کامپیوتر در دهه 1970 رخ داد و مشاهده شد  که سال های بعد در دهه 1990 و اوایل 2000 نرخ بهره وری نیروی انسانی در آمریکا افزایش و  به 2.5 درصد رسید.

به طور مشابه ، رشد بهر ه وری حدود 40 سال بعد از ورود برق و الکتریسیته، خود را نشان داد. بعد از آن که شرکت ها نحوه ساختاردهی مجدد کارخانجات را برای بهره برداری از الکتریسیته به همراه نوآوری هایی در تولید مانند خط تولید و محصولات مصرفی برقی جدید را شروع کردند.

حتی اختراع موتور بخار آقای جیمز وات که در دهه 1780 انقلاب صنعتی را راه انداخت، اثرات آن روی اقتصاد بریتانیا تا پنجاه سال بعد یعنی دهه 1830 قابل درک نبود. بنابراین تاثیرات و اندازه بهره وریِ ناشی از  فناوری های نوظهور از قبیل پهن باند (Broadband)، هوش مصنوعی و پردازش ابری و غیره در کوتاه مدت شاید به چشم نیاید و با تاخیر و شیفتی زمانی خود را در صورت تحقق شرایط مکمل ، نشان خواهد داد.

نویسنده: دکتر جمال صوفیه

۱۱:۳۹ ,۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۱

آخرین یادداشت‌های دکتر جمال صوفیه